آشنایی با چت روم فارسی روانی و اطلاعات مفید چت روم ها


آشنایی با چت روم فارسی روانی و اطلاعات مفید چت روم ها

دنیای مجازی چت روم به عنوان یک ابزار قوی برای برقرای ارتباط با دیگران در دوران فعلی بسیار مورد توجه قرار گرفته است  به طوری که جوان ايراني به خوبی می داند برای ارتباط با آن سوی مرزها از دريچه چت روم بـه جهـاني دسـت مي‌يابد كه در آن فاصله‌ها مفهوم خود را از دست مي‌دهند. برخي آن را «چت روم,چت,گفتمان,روم,اتاق گفتگو,چت کردن ,سایت چت,چت فارسی,چت روم فارسی» و…. مي‌نامند.. ولی اكثرا این محیط را  به ‌نام «چت روم» مي‌شناسند. از جمله نکات مهمي که افراد را به سمت چت روم فارسی مي کشاند نيازهای افراد به دوستی و برقراري ارتباط اجتماعی به هر شكل و عنواني است كه اينترنت مي‌تواند پاسخگوي اين نياز باشد.

برای این مورد ما روانی چت رو به شما پیشنهاد می دهیم که با ۸۰۰ انلاین در سال های اخیر یکی از بزگ ترین چت روم های و با سابقه ترین چت روم فارسی می باشد این سایت با سرچ های : روانی چت,چت روم, چت فارسی,چت روم فارسی,پرشین چت,چتروم,ناز چت, چت ایرانی,چت روم فارسی,ناز چت,چت شلوغ,چت روم,ناز چت,ققنوس چت و بسیاری از سرچ های مهم در دنیای سایت های گفتمان و چت روم های مختلف یافت می شود .

شما در روانی چت از امکانات بسیار خوب و مفید و عالی برخوردار می شوید که از جمله چت صوتی و چت تصویری,چت عمومی با دوستان و افراد انلاین,شبکه اجتماعی با قابلیت پست گذاری و دنبال کردن افراد و دوستان خود و هزاران امکانات فوق العاده دیگر .. فقط کافیه یه بار از این چت روم فوق العاده استفاده کنید تا با دنیای جدیدی رو به رو شویرد و دوستان صمیمی و نزدیکی در دنیای مجازی داشته باشید .

این چت روم همواره به صورت ۲۴ ساعته تحت نظارت مدیران روانی چت و تمامی ناظران و درجه داران چت روم می باشد.
رعایت ادب و اصول اخلاقی ,عدم بی حرمتی و بی احترامی به ادیان و اقوان مختلف و احترام به جمهوری اسلامی ایران و قوانین مربوط به چت روم ‌که برای اسایش کاربران و لذت بردن از محیط سالم این چت روم قرار داده شده الزامی می باشد ..
نکات منفی در چت روم هابسیار زیاد بوده و مثال هایی رو براتون اماده کرده ایم که در این چت روم هیچ کدوم از ان هارا نخواهید دید ..

آشنایی با چت روم فارسی روانی و اطلاعات مفید چت روم ها

برای مثال از برنامه ها و سایت ها و دیگر چت روم ها موارد زیر بسیار مشاهده شده است .

اينترنت به فرد كمك مي‌كند تا شناخته نشود؛ يعني فرد مي‌تواند بدون اينكه هويت وي فاش شود به هر كاري دست بزند، بنابراين آزادي زياد بدون داشتن مسووليت را تجربه مي‌كند. چت‌روم‌ها، تكنيك‌ها و امكاناتي را در اختيار افراد مي‌گذارند كه به آن‌ها امكان مي‌دهد تصويري مطلوب و قابل پذيرش از خود ارائه كنند و دروغ و واقعیت آن مشخص نباشد. افراد حتي اين امكان را دارند كه جنسيت، طبقه اجتماعى، تحصيلات، محل زندگى، شغل، درآمد و ساير مشخصات خود را خلاف واقع شرح دهند و خود را به عنوان فرد بی عیب معرفی کنند. متاسفانه اکثر افرادی که در چت روم ها سرک می کشند به دنبال برقراری ارتباط با جنس مخالف هستند و شدت غریزه جنسی در دوران نوجوانی و جوانی باعث شده که فرد از این طریق تا حدی، ارتباط هرچند ناقص را تجربه کند.  متأسفانه ما نتوانسته‌ايم به خوبي فرهنگ خود را به نوجوانان و جوانان عرضه کرده و آن طور كه متناسب با نياز و درك علايق جوانان باشد معرفي كنيم.

ما در روانی چت با تمامی درجه داران و کاربران و مدیریت قوی این سایت در نظر داریم تا محیطی بسیار سالم و اروم برای شما عزیزان فراهم کنیم و بهترین لحظات رو کنار هم سپری کنیم

پایان رپورتاژ آگهی /

سفر با قطار یا هواپیما؟ + هزینه ها و مزایای سفر هوایی یا با قطار


سفر با قطار یا هواپیما

از زمان های قدیم سفر با قطار جزو اولیت های مردم برای سفرهای طولانی بود و بسیار خاطره انگیز بود. مسافران قطار می توانند از شیشه های قطار، منظره های زیبا و طبیعت را مشاهده کنند. می توانند در قطار در گوشه ای از کوچه بخوابند، غذای خوشمزه میل کنند، در راهرو قدم بزنند و با دیگر مسافران معاشرت داشته باشند.

سفر ا قطار بهتر است یا با هواپیما؟

اما امروزه به دلیل مشکلات زندگی، افراد ترجیح می دهند که زودتر به مقصد برسند و به همین دلیل از سفرهای خاطره انگیز قطار مانند قبل خبری نیست. در این بخش به برتری های سفر قطار نسبت به هواپیما اشاره می کنیم و در آخر متوجه خواهید شد که هنوز هم قطار گزینه ای ایده آل برای یک سفر خوب است.

 

هزینه کم با لذت بیشتر

بلیط قطار از هواپیما ارزان تر است و اگر مقصد شما نزدیک باشد و لوازم اضافه هم نداشته باشید پس می توانید باز هم در هزینه ها صرفه جویی کنید. سفر با قطار برای مسافت های طولانی (بیش از 24 ساعت) بسیار مقرون به صرفه تر از خودرو است زیرا نیازی به رزرو هتل برای اقامت شب ندارید. بر خلاف بلیط هواپیما، قیمت بلیط های قطار مدام در حال افزایش نمی باشد و شما برای صرفه جویی در هزینه نیاز نیست از ماه ها قبل بلیط قطار رزرو کنید و نباید فراموش کنید که بلیط قطار دارای شرایط کنسلی بسیار راحت تری است.

نگرانی از تشریفات چک کردن و بار سنگین ندارید

برای مسافرت با قطار فقط کافی است که بلیط را تهیه کنید و چند دقیقه قبل از حرکت قطار به ایستگاه بروید، دیگر نیازی نیست که مانند سفر با هواپیما دو ساعت قبل در فرودگاه حاضر شوید و در صف های طولانی کنترل منتظر بمانید. محدودیت وزن بار در قطار به صورت قابل ملاحظه ای کمتر از هواپیما می باشد و با خیال راحت می توانید چمدان هایتان را پر از سوغات کنید و تمام لواز مورد نیاز را به همراه داشته باشید.

کودک شما دوست دارد با دوچرخه و ماشین شارژی در سفر بازی کند و شاید خودتان هم بخواهید که در شهر مقصد با خودروی شخصی خودتان گشت و گزار کنید، اگر این طور سفر کردن را می پسندید، بهترین گزینه برای شما قطار است که هم خودتان و هم وسایل نقلیه شما با آن جابجا می شوید.

سفر با قطار یا هواپیما

این‌جا زمان شما مورد احترام است

زمان سفر با قطار شاید طولانی تر از هواپیما و خودرو باشد، ولی به دلیل موقعیت ایستگاه توقف ها کم و کوتاه است. ایستگاه های راه آهن معمولا در محدوده شهر و نزدیک مرکز شهر هستند و بر عکس فرودگاه، شما نباید مسیری طولانی را برای رسیدن به فرودگاه و آغاز سفرتان طی نمایید. قطارهای سریع السیر بعضی سفرها را از هواپیما کوتاه تر کرده اند.

در سفر با قطار زمان شما محترم شمرده می شود و در اکثر مواقع همه چیز با برنامه پیش می رود. در سفر با قطار خبری از تاخیر و کنسل شدن نیست و تاخیرها در حد چند دقیقه کوتاه می باشد زیرا قطارها به اندازه هواپیما وابسته به شرایط جوی نیستند روی زمان بندی قطار بهتر می توانید حساب کنید.

 

 

مسیر سفر با قطار بسیار زیبا است

اگر تا به حا با قطار به مسیر تهران به گرگان و یا اندیمشک به ازنا، رفته باشید پس زیبایی های بین راه را دیده اید و بسیار لذت برده اید. از دل تونل ها گذشته اید و هر لحظه با مشاهده طیعت سرسبز، کوه و جنگل ها شگفت زده می شوید و این سفر در ذهن شما خاطره انگیز خواهد بود.

برعکس هواپیما که تنها مزیت آن انتقال سریع شما از مقصد به مبدا است، جابجا شدن با قطار بخشی از سفر و جاذبه های آن می باشد. در حالی که تماشای ابرها تنها منظره ای است که از سفر با هواپیما می توان دید، در سفر با قطار به صندلی راحت خود تکیه دهید، موسیقی دلخواه خود را گوش کنید و مناظری را ببینید که مدام در حال تغییر می باشند، از کوه های زیبا و سرسبز با مویر و شهر های کوچک را می بینید که شاید هیچ گاه ندیده باشید.

با دوستان جدید آشنا می شوید

کوچه قطار این فرصت را به شما می دهد که با جمع دوستان و خانواده در کنار هم سفر کنید. در طول سفر از گفتگو لذت می برید، خاطرات را مرور می کنید و تمام راه را با مشاهده مناظر و گفتگوهای صمیمی سپری می کنید. سفر با قطار فرصت خوبی برای دوستی های جدید می باشد. موقعیت صندلی های درون کوپه که روبروی هم هستند مسافرین را روبروی هم قرار می دهید و لبخندی کوچک می تواند آغازگر دوستی باشد و این در حالی است که در سفر با هواپیما ممکن است به جز خمیازه و شکایت های همسفر کنار دستی مان چیزی را به یاد نیاوریم.

 

هر چیزی برای شما فراهم می باشد

تا وقعی که می شود در تحت های راحت کوپه قطار دراز کشید و از خواب راحت لذت برد چرا باید صندلی های تنگ و فضای محدود هواپیما را انتخاب کرد؟ هر لحظه که مایل باشید می توانید بلند شید و در راهروهای قطار قدم بزنید، به واگن رستوران بروید، نوشیدنی و غذای مورد علاقه خود را میل کنید. از موبایل استفاده کنید. لپ تاپ را به برق بزنید و فیلم مورد علاقه خود را ببینید و در بعضی از مسیرها می توانید از شبکه وای فای هم استفاده کنید.

چنانچه سفر شما کاری است، وقت شما در طول سفر تلف نمی شود و کوپه شما دفتر کار شما می شود. اگر در کوپه هم تمرکز لازم را ندارید می توانید به واگن رستوران بروید، یک چای یا قهوه میل کنید و پشت لپ تاپ کارهایتان را انجام دهید، از آنجا که لازم نیست موبایل را خاموش کنید می توانید تماس های کاری برقرار کنید.

 

اگر دوستدار محیط زیست هستید قطار بهترین انتخاب است

اگر دوستدار محیط زیست می باشد پس سعی کنید همیشه با قطار سفر کنید. کربنی که از قطار آزاد می شود در مقایسه با کربنی که از هواپیما آزاد می شود بسیار کمتر به محیط زیست آسیب وارد می کند و دلیلش هم این می باشد که کربن آزاد شده از هواپیما به صورت مستقیم وارد لایه های بالایی اتمسفر می شود. بهره وری انرژی قطار این صنعت را مقابل تغییر قیمت های سوخت کمتر آسیب پذیر کرده است و قیمت های آن را ثابت نگه داشته است.

حالا با توجه به نکاتی که ذکر کرده ایم شما کدام را ترجیم می دهید؟ هواپیما و یا قطار؟

۳۰ مدل شومیز ساتن ساده و لطیف، اما لوکس و لاکچری!


پوشیدن شومیز ساتن یه چیزه اما، ست کردن آن یه چیز دیگه! اگر دقیقه نود به دنبال لباس برای مهمانی رسمی آخر شب هستید، یا فقط می‌خواهید برای یک دورهمی دوستانه آماده شوید، بهتر است حداقل یک شومیز ساتن در کمد لباس خود داشته باشید! به من و برق شومیز ساتن خود اعتماد کنید؟! در ادامه به شما خواهم گفت چطور می‌توانید در کمترین زمان شومیز ساتن تک رنگ یا گلدار خود را با آیتم‌های موجود در کمد لباستان ست کنید. همچنین، ۳۰ مدل و روش برای پوشیدن شومیز ساتن را نیز به شما نشان خواهم داد.

 

شومیز ساتن با چی ست می‌شه؟

  • یکی از بهترین آیتم‌ها برای ست کردن شومیز ساتن، شلوار جین است. شلوار جین با چی ست نمی‌شه؟! در هر صورت، اگر می‌خواهید به روز و باحال (cool) به نظر برسید، چطور است شلوار جین مام استایل را امتحان کنید. انتخاب کفش را به عهده خودتان می‌گذاریم! حتما می‌دانید که اگر برای استایل کژوال ست می‌کنید، بهتر است کفش تخت و برای موقعیت‌های رسمی‌تر، کار خود را با یک جفش کفش پاشنه بلند به اتمام برسانید.
  • پاپیون، دستمال گردن و کروات اگر به جا و درست استفاده شوند، قطعا به ارتقای استایل شما کمک شایانی خواهند کرد. پس، همراه با شومیز ساتن خود از این فرصت استفاده کنید!
  • اگر عاشق شلوارک و دامن‌های کوتاه هستید، بهتر است برای بهار و تابستان پیش رو حتما کمد خود را به یک یا چند شومیز ساتن یقه ایستاده یا یقه هفت مجهز کنید!
  • برای استایل‌های رسمی دامن‌های میدی، مدادی، پلیسه و شلوار‌های مجلسی داخل کمدتان را بیرون بیاورید و شومیز ساتن خود را با همه آن‌ها امتحان کنید تا به نتیجه مطلوب برسید. اطمینان حاصل کنید که کفش‌های پاشنه بلندتان را فراموش نکرده‌اید!
  • اگر شومیز ساتن گلدار چشمتان را گرفت، بی برو برگرد آن را بخرید (!) و با دامن مدادی یا شلوار مجلسی ست کنید. به شما اطمینان می‌دهیم که در کانون توجه قرار خواهید گرفت!

کلکسیونی از ۳۰ مدل شومیز ساتن برای استایل‌های کژوال تا رسمی

مدل شومیز ساتن آبی 2020
مدل شومیز ساتن به رنگ آبی سال ۲۰۲۰

مدل شومیز ساتن جگری پاپیون دار
مدل شومیز ساتن جگره یقه پاپیونی راه راه شیک
بیشتر ببینید: ۳۰ مدل لباس مجلسی پاپیون دار جدید و جذاب
مدل شومیز ساتن یقه افتاده رز گلد
مدل شومیز رزگلد ساتن یقه افتاده و آستین کوتاه پاکتی

مدل شومیز ساتن سبز لجنی 2020
مدل شومیز یقه ایستاده ساتن سبز لجنی ۲۰۲۰
بیشتر ببینید: ۳۰ مدل لباس مجلسی سبز + راهنمای ست کردن رنگ سبز
مدل شومیز ساتن آستین بلند پفی
مدل شومیز آستین بلند پوشیده ساتن صدفی

مدل شومیز ساتن گلدار قهوه ای 2020
مدل شومیز گلدار ساتن قهوه ای از رنگ های محبوب سال ۲۰۲۰

مدل شومیز ساتن رزگلد آستین کوتاه
مدل شومیز و دامن پلیسه ساتن رزگلد

مدل شومیز ساتن آبی 2020 آستین بلند
مدل شومیز آستین بلند ساتن آبی رنگ سال ۲۰۲۰
بیشتر ببینید: ۳۰ مدل لباس مجلسی آبی متناسب با پوست شما + راهنمای ست کردن
مدل شومیز ساتن بنفش آستین بلند
مدل شومیز بنفش آستین بلند ساتن طرح دار

مدل شومیز ساتن قهوه ای 2020
شومیز ساتن قهوه ای ۲۰۲۰ مدل دور گردنی

مدل شومیز ساتن مرجانی 2020
مدل شومیز آستین بلند مرجانی ساتن طرح دار
بیشتر ببینید: ۳۰ مدل لباس مجلسی مرجانی برای رنگ پوست‌های مختلف
مدل شومیز ساتن سبز ساده
مدل شومیز آستین کوتاه ساتن سبز کله غازی ساده

مدل شومیز ساتن گلدار آستین پفی
مدل شومیز گلدار آستین پفی ساتن

مدل شومیز ساتن مشکی ساده
مدل شومیز مشکی ساتن آستین کوتاه ساده

مدل شومیز ساتن سبز کم رنگ آستین پفی
مدل شومیز آستین پفی ساتن سبز پاستلی

مدل شومیز ساتن قهوه ای 2020
مدل شومیز آستین بلند ساتن قهوه ای طرح دار

مدل شومیز ساتن گلدار یقه هفتمدل شومیز ساتن
مدل شومیز یقه هفت ساتن گلدار آستین بلند ست شده با دامن

مدل شومیز ساتن آبی یقه ایستاده
مدل شومیز یقه ایستاده و آستین بلند پفی ساتن آبی خال خالی

مدل شومیز ساتن آستین خفاشی
مدل شومیز ساتن آستین خفاشی ساده

مدل شومیز ساتن دور گردنی بنفش
مدل شومیز دور گردنی ساتن بنفش ساده

مدل شومیز ساتن آستین پفی دخترانه
مدل شومیز ساتن پوشیده آستین پفی مرجانی کم رنگ

مدل شومیز ساتن یقه هفت
مدل شومیز یقه هفت و آستین بلند ساتن قهوه ای

مدل شومیز ساتن صورتی جیغ
مدل شومیز آستین بلند ساتن صورتی جیغ

مدل شومیز ساتن قهوه ای ست شده با دامن سفید
مدل شومیز و دامن ساتن سفید و قهوه ای

مدل شومیز ساتن صورتی آستی سه ربعی با دامن گیپور
ست شومیز ساتن صورتی آستین سه ربعی با دامن گیپور میدی

مدل شومیز ساتن بنفش دخترانه
مدل شومیز دخترانه ساتن بنفش

مدل شومیز ساتن زرد زعفرانی 2020
مدل شومیز ساتن آستین کوتاه گره دار به رنگ زرد زعفرانی ۲۰۲۰

مدل شومیز ساتن سفید یقه افتاده
مدل شومیز دخترانه سفید آستین حلقه ای و یقه افتاده ساتن

مدل شومیز ساتن صورتی یقه ایستاده
مدل شومیز یقه ایستاده و آستین کلوش ساتن صورتی ملیح

مدل شومیز ساتن گلدار یقه ایستاده آستین بلند
مدل شومیز گلدار آستین بلند ساتن قهوه ای ۲۰۲۰

حرف آخر

اگر برق شومیز ساتن شما را مسحور کرده است، پیشنهاد می‌کنیم این شومیزها را با انواع مانتو جلوباز کوتاه و بلند امتحان کنید.
فراموش نکنید که شما می‌توانید در انتهای این مطلب سوالات و تجربیات خود را با ما و دیگر همراهان انگیزه به اشتراک بگذارید. کارشناسان ما در اسرع وقت پاسخگوی سوالات شما خواهند بود.

شعر برف؛ منتخب اشعار کوتاه، بلند، نو و ناب درباره برف


برف نعمتی بزرگ از طرف خداوند رحیم است که همیشه ما را به یاد شب‌های گرم دورهم بودن در زمستان می‌اندازد. روزهای برفی پر از هیجان و خاطره برای کودکان است و حس خیلی خوبی به همه ما می‌دهد. شاعران زیادی شعر برف سروده‌اند و با آن زمستان و گاهی هم آدم‌ها را توصیف کرده‌اند.

در این مطلب منتخب بهترین اشعار درباره برف از شاعران مختلف را برایتان گردآوری کرده‌ایم؛ با هم بخوانیم.

 

شعر کوتاه درباره برف

بنفشه زار بپوشد روزگار به برف

درونه گشت چنار و زریر شد شنگرف

که برف از ابر فرود آید، ای عجب، هر سال

از ابر من به چه معنی همی بر آید برف؟

پروین اعتصامی

پشت شیشه برف می‌بارد

پشت شیشه برف می‌بارد

در سکوت سینه‌ام دستی

دانه اندوه می‌کارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجامم چنین دیدی

در دلم بارید… ای افسوس

بر سر گورم نباریدی

کسایی

یک شب اما دُرُست از سر شب

برف تا آن رف بلند آمد

ما نشستیم گفت و گو کردیم

ما نشستیم، برف بند آمد

احمد شاملو

برف‌ زمستانی زیبا با طبیعتی دل انگیز
برف نو سلام. احمد شاملو

شعر نو درباره برف

برف نو، برف نو، سلام، سلام!

بنشین، خوش نشسته‌ای بر بام

پاکی آوردی ای امید سپید!

همه آلوده‌گی‌ست این ایام

راه شومی‌ست می‌زند مطرب

تلخ‌واری‌ست می‌چکد در جام

اشک‌واری‌ست می‌کُشد لب‌خند

ننگ‌واری‌ست می‌تراشد نام

شنبه چون جمعه، پار چون پیرار،

نقش هم‌رنگ می‌زند رسام.

مرغ شادی به دام‌گاه آمد

به زمانی که برگسیخته دام!

ره به هموارْجای دشت افتاد

ای دریغا که بر نیاید گام!

تشنه آن‌جا به خاک مرگ نشست

کآتش از آب می‌کند پیغام!

کام  ما حاصل آن زمان آمد

که طمع بر گرفته‌ایم از کام…

خام‌سوزیم، الغرض، بدرود!

تو فرود آی، برف تازه، سلام!

شعر برف نو از شاملو

دارد از آسمان برف

می‌آید

اگر حرفی داشته باشد آسمان

همین است

این چیزهای آسمان حرف ندارد

باید تماما نگاه شوی

روی زاویه‌ها گوشه‌ها

هندسه‌ای که آب می‌شود

و می‌پیوندد به فعالین زیر زمینی

فکر می‌کنم

خدا هم زیر زمین بود که خلاق شد وقتی نوشت حرف

نوشت هاچ – دو – او

نوشت برف

در زیر زمین جاری شدن

به دریا رسیدن برف‌ها

موج شدن بسته بسته حرف‌ها

و حرف آسمان

به خودش برمی‌گردد

بغض می‌شود ابر می‌کند و رعد و برق می‌کشد

و گریه گریه گریه

از صمیم دل.

و گریه در صمیمی

حرف می‌شود

برف می‌شود.

یک پاسی از شب رفته بود و برف می‌بارید،

چون پرافشان پری‌های هزار افسانه از یادها رفته.

باد چونان آمری مأمور و ناپیدا،

بس پریشان حکم‌ها می‌راند مجنون وار،

بر سپاهی خسته و غمگین و آشفته.

برف می‌ارید و ما خاموش،

فارغ از تشویش،

نرم نرمک راه می رفتیم.

کوچه باغ ساکتی در پیش.

هر بگامی چند گوئی در مسیر ما چراغی بود،

زاد سروی را به پیشانی.

با فروغی غالباً افسرده و کم رنگ،

گمشده در ظلمت این برف کجبار زمستانی.

برف می‌بارید و ما آرام،

گاه تنها، گاه با هم، راه می‌رفتیم.

چه شکایت‌های غمگینی که می‌کردیم،

یا حکایت‌های شیرینی که می‌گفتیم.

هیچکس از ما نمی‌دانست

کز کدامین لحظه شب کرده بود این باد برف آغاز.

هم نمی‌دانست کاین راه خم اندر خم

بکجامان می‌کشاند باز.

برف می‌بارید و پیش از ما

دیگرانی همچو ما خشنود و ناخشنود،

زیر این کجبار خامشبار، از این راه

رفته بودند و نشان پای هایشان بود.

شعر برف از مهدی اخوان ثالث

پاسی از شب رفته بود و همرهان بی شمار ما

گاه شنگ و شاد و بی پروا،

گاه گوئی بیمناک از آبکند وحشتی پنهان،

جای پا جویان،

زیر این غمبار، درهمبار،

سر بزیر افکنده و خاموش،

راه می‌رفتند.

وز قدم‌هایی که پیش از این

رفته بود این راه را، افسانه می گفتند.

من بسان بره گرگی شیر مست، آزاده و آزاد،

می سپردم راه و در هر گام

گرم می‌خواندم سرودی تر،

می فرستادم درودی شاد،

این نثار شاهوار آسمانی را،

که بهر سو بود و بر هر سر.

راه بود و راه

این هر جائی افتاده

این همزاد پای آدم خاکی.

برف بود و برف

این آشوفته پیغام

این پیغام سرد پیری و پاکی؛

و سکوت ساکت آرام،

که غم آور بود و بی فرجام.

راه می رفتیم و من با خویشتن گهگاه می‌گفتم:

«کو ببینم، لولی‌ای لولی!

این توئی آیا بدین شنگی و شنگولی،

سالک این راه پر هول و دراز آهنگ؟»

و من بودم

که بدینسان خستگی نشناس،

چشم و دل هشیار،

گوش خوابانده به دیوار سکوت،

از بهر نرمک سیلی صوتی،

می‌سپردم راه و خوش بی‌خویشتن بودم.

منظره برفی و دل انگیز شاعرانه

شعر با مضمون برف از شاعران بزرگ

آن یکی دیوانه در برفی نشست

همچو آتش برف می‌خورد از دو دست

آن یکی گفتش چرا این می‌خوری

چیزی الحق چرب و شیرین می‌خوری

گفت چکنم گرسنه دارم شکم

گفت از برف آن نگردد هیچ کم

گفت حق را گو که می‌گوید بخور

تا شود گرسنگیت آهسته تر

هیچ دیوانه نگوید این سخن

می‌خورم نه سر پدید این را نه بن

گفت من سیرت کنم بی نان شگرف

کرد سیرم راست گفت اما ز برف

عطار

جهان پر دود گشت از دود جانم

چو بختم شد به تاریکی جهانم

جهان بر من همی گرید بدین سان

ازیرا امشب این برفست و باران

به آتشگاه می ‌مانه درونم

به کوه برف می‌ماند برونم

بدین گونه تنم را مهر کردست

که نیمی سوخته نیمی فسردست

چو من بر آسمان دیک فرشتست

که ایزد ز آتش و برفش سرشتست

نشد برف من از آتش گدازان

که دید آتش چنین با برف سازان

کسی کاو را وفا با جان سرشتست

به برف اندر بکشتن سخت زشتست

گمان بردم که از آتش رهانی

ندانستم که در برفم نشانی

منم مهمانت ای ماه دو هفته

به دو هفته دو ماهه راه رفته

به مهمانان همه خوبی پسندند

نه زین سان در میان برف بندند

اگر شد کشتنم بر چشمت آسان

به برف اندر مکش باری بدین سان

شعر برف فروغ فرخزاد

شعر برف بلند

به ماه دی، گلستان گفت با برف

که ما را چند حیران می‌گذاری

بسی باریده‌ای بر گلشن و راغ

چه خواهد بود گر زین پس نباری

بسی گلبن، کفن پوشید از تو

بسی کردی به خوبان سوگواری

شکستی هر چه را، دیگر نپیوست

زدی هر زخم، گشت آن زخم کاری

هزاران غنچه نشکفته بردی

نوید برگ سبزی هم نیاری

چو گستردی بساط دشمنی را

هزاران دوست را کردی فراری

بگفت ای دوست، مهر از کینه بشناس

ز ما ناید به جز تیمارخواری

هزاران راز بود اندر دل خاک

چه کردستیم ما جز رازداری

بهر بی توشه ساز و برگ دادم

نکردم هیچگه ناسازگاری

بهار از دکه من حله گیرد

شکوفه باشد از من یادگاری

من آموزم درختان کهن را

گهی سرسبزی و گه میوه‌داری

مرا هر سال، گردون می‌فرستد

به گلزار از پی آموزگاری

چمن یکسر نگارستان شد از من

چرا نقش بد از من می‌نگاری

به گل گفتم رموز دلفریبی

به بلبل، داستان دوستاری

ز من، گل‌های نوروزی شب و روز

فرا گیرند درس کامکاری

چو من گنجور باغ و بوستانم

درین گنجینه داری هر چه داری

مرا با خود ودیعت‌هاست پنهان

ز دوران بدین بی اعتباری

هزاران گنج را گشتم نگهبان

بدین بی پائی و ناپایداری

دل و دامن نیالودم به پستی

بری بودم ز ننگ بد شعاری

سپیدم زان سبب کردن در بر

که باشد جامه پرهیزکاری

قضا بس کار بشمرد و بمن داد

هزاران کار کردم گر شماری

برای خواب سرو و لاله و گل

چه شب‌ها کرده‌ام شب زنده‌داری

به خیری گفتم اندر وقت سرما

که میل خواب داری؟ گفت آری

به بلبل گفتم اندر لانه بنشین

که ایمن باشی از باز شکاری

چو نسرین اوفتاد از پای، گفتم

که باید صبر کرد و بردباری

شکستم لاله را ساغر، که دیگر

ننوشد می به وقت هوشیاری

فشردم نرگس مخمور را گوش

که تا بیرون کند از سر خماری

چو سوسن خسته شد گفتم چه خواهی

بگفت ار راست باید گفت، یاری

ز برف آماده گشت آب گوارا

گوارائی رسد زین ناگواری

بهار از سردی من یافت گرمی

منش دادم کلاه شهریاری

نه گندم داشت برزیگر، نه خرمن

نمی‌کردیم گر ما پرده‌داری

اگر یکسال گردد خشک‌سالی

زبونی باشد و بد روزگاری

از این پس، باغبان آید به گلشن

مرا بگذشت وقت آبیاری

روان آید به جسم، این مردگان را

ز باران و ز باد نو بهاری

درختان، برگ و گل آرند یک‌سر

بدل بر فربهی گردد نزاری

بچهر سرخ گل، روشن کنی چشم

نه بیهوده است این چشم انتظاری

نثارم گل، ره آوردم بهار است

ره‌آورد مرا هرگز نیاری

عروس هستی از من یافت زیور

تو اکنون از منش کن خواستگاری

خبر ده بر خداوندان نعمت

که ما کردیم این خدمتگزاری

فخرالدین اسعد گرگانی

برف نعمتی بزرگ از طرف خدا
خدا زیباست این را در دانه دانه های برف میبینم

اندوه تنهایی

پشت شیشه برف می‌بارد

پشت شیشه برف می‌بارد

در سکوت سینه‌ام دستی

دانه اندوه می‌کارد

مو سپید آخر شدی ای برف

تا سرانجام چنین دیدی

در دلم باریدی … ای

افسوس

بر سر گورم نباریدی

چون نهالی سست می‌لرزد

روحم از سرمای تنهایی

میخزد در ظلمت قلبم

وحشت دنیای تنهایی

دیگرم گرمی نمی‌بخشی

عشق ای خورشید یخ بسته

سینه‌ام صحرای نومیدیست

خسته‌ام از عشق هم خسته

غنچه شوق تو هم خشکید

شعر ای شیطان افسونکار

عاقبت زین خواب درد آلود

جان من بیدار شد بیدار

بعد از او بر هر چه رو کردم

دیدم افسون سرابی بود

آنچه میگشتم به دنبالش

وای بر من نقش خواب بود

ای خدا … بر روی من بگشای

لحظه ای درهای دوزخ را

تا به کی در دل نهان سازم

حسرت گرمای دوزخ را؟

دیدم ای بس

آفتابی را

کو پیاپی در غروب افسرد

آفتاب بی غروب من !

ای دریغا در جنوب! افسرد

بعد از او دیگر چی می‌جویم؟

بعد از او دیگر چه می پایم ؟

اشک سردی تا بیافشانم

گور گرمی تا بیاسایم

پشت شیشه برف می‌بارد

پشت شیشه برف می‌بارد

در سکوت سینه ام دستی

دانه اندوه میکارد

اینک از زیر چراغی می‌گذشتیم، آبگون نورش.

مرده دل نزدیکش و دورش.

و در این هنگام من دیدم

بر درخت گوژپشتی برگ و بارش برف،

همنشین و غمگسارش برف،

مانده دور از کاروان کوچ،

لک لک اندوهگین با خویش می‌زد حرف:

بی کران وحشت انگیزیست.

خامش خاکستری هم بارد و بارد.

وین سکوت پیر ساکت نیز

هیچ پیغامی نمی‌آرد.

پشت ناپیدائی آن دورها شاید

گرمی و نور و نوا باشد؛

بال گرم آشنا باشد؛

لیک من، افسوس

مانده از ره سالخوردی سخت تنهایم.

ناتوانی‌هام چون زنجیر بر پایم.

ور بدشواری و شوق آغوش بگشایم بروی باد،

همچو پروانه‌ی شکسته‌ی آسبابی کهنه و متروک،

هیچ چرخی را نگرداند نشاط بال و پرهایم.

آسمان تنگ ست و بی روزن،

بر زمین هم برف پوشانده ست

رد پای کاروان ها را.

عرصه سردرگمی‌ها مانده و بی درکجائی‌ها.

باد چون باران سوزن، آب چون آهن.

بی نشانی‌ها فرو برده نشان‌ها را.

یاد باد ایام سرشار برومندی،

و نشاط یکه پروازی،

که چه بشکوه و چه شیرین بود.

کس نه جائی جسته پیش از من؛

من نه راهی رفته بعد از کس،

بی نیاز از خفت آیین و ره جستن،

آن که من در می‌نوشتم، راه

وآن که من می‌کردم، آیین بود.

اینک اما، آه

ای شب سنگین دل نامرد . . .

لک لک اندوهگین با خلوت خود درد دل می‌کرد.

باز می‌رفتیم و می‌بارید.

جای پا جویان

هر که پیش پای خود می‌دید.

من ولی دیگر،

شنگی و شنگولیم مرده،

چابکی هام از درنگی سرد آزرده،

شرمگین از رد پاهائی

که بر آن‌ها می‌نهادم پای،

گاهگه با خویش می‌گفتم:

«کی جدا خواهی شد از این گله های پیشواشان بز؟

کی دلیرت را درفش آسا فرستی پیش؟

تاگذارد جای پای از خویش؟»

**********

همچنان غمبار در همبار می‌بارید.

من ولیکن باز

شادمان بودم.

دیگر اکنون از بزان و گوسپندان پرت،

خویشتن هم گله بودم هم شبان بودم.

بر بسیط برف پوش خلوت و هموار؛

تک و تنها بادرفش خویش، خوش خوش پیش می‌رفتم.

زیر پایم برف‌های پاک و دوشیزه

قژقژی خوش داشت.

پام بذر نقش بکرش را

هر قدم در برف‌ها می‌کاشت.

مهر بکری بر گرفتن از گل گنجینه‌های راز،

هر قدم از خویش نقش تازه‌ای هشتن،

چه خدایانه غروری در دلم می‌کشت و می‌انباشت.

**********

خوب یادم نیست

تا کجاها رفته بودم؛ خوب یادم نیست

این، که فریادی شنیدم، یا هوس کردم،

که کنم رو باز پس، روباز پس کردم.

پیش چشمم خفته اینک راه پیموده.

پهندشت برف پوشی راه من بوده.

گام‌های من بر آن نقش من افزوده.

چند گامی بازگشتم؛ برف می‌بارید.

باز می‌گشتم.

برف می‌بارید.

جای پاها تازه بود اما،

برف می‌بارید.

باز می‌گشتم،

برف می‌بارید.

جای پاها دیده می‌شد، لیک

برف می‌بارید.

باز می‌گشتم،

برف می بارید.

جای پاها باز هم گوئی

دیده می‌شد، لیک

برف می‌بارید.

باز می‌گشتم،

برف می‌بارید.

برف می‌بارید. می‌بارید. می‌بارید . . .

جای پاهای مرا هم برف پوشانده ست.

مناظره سگ‌ها و گرگ‌ها:

هوا سرد است و برف آهسته بارد

ز ابری ساکت و خاکستری رنگ

زمین را بارش مثقال، مثقال

فرستد پوشش فرسنگ، فرسنگ

سرود کلبه‌ی بی روزن شب

سرود برف و باران است امشب

ولی از زوزه‌های باد پیداست

که شب مهمان توفان است امشب

دوان بر پرده‌های برف‌ها، باد

روان بر بال‌های باد، باران

درون کلبه‌ی بی روزن شب

شب توفانی سرد زمستان

آواز سگ‌ها:

زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و توفان خشمناک است

کشد مانند گرگان باد، زوزه

ولی ما نیکبختان را چه باک است؟

کنار مطبخ ارباب، آنجا

بر آن خاک اره‌های نرم خفتن

چه لذت بخش و مطبوع است، و آنگاه

عزیزم گفتم و جانم شنفتن

وز آن ته مانده‌های سفره خوردن

و گر آن هم نباشد استخوانی

چه عمر راحتی دنیای خوبی

چه ارباب عزیز و مهربانی

ولی شلاق! این دیگر بلایی‌ست

بلی، اما تحمل کرد باید

درست است اینکه الحق دردناک است

ولی ارباب آخر رحمش آید

گذارد چون فروکش کرد خشمش

که سر بر کفش و بر پایش گذاریم

شمارد زخمهایمان را و ما این

محبت را غنیمت می‌شماریم

خروشد باد و بارد همچنان برف

ز سقف کلبه‌ی بی روزن شب

شب توفانی سرد زمستان

زمستان سیاه مرگ مرکب

آواز گرگ‌ها:

زمین سرد است و برف آلوده و تر

هوا تاریک و توفان خشمگین است

کشد مانند سگ‌ها باد، زوزه

زمین و آسمان با ما به کین است

شب و کولاک رعب انگیز و وحشی

شب و صحرای وحشتناک و سرما

بلای نیستی، سرمای پر سوز

حکومت می‌کند بر دشت و بر ما

نه ما را گوشه‌ی گرم کنامی

شکاف کوهساری سر پناهی

نه حتی جنگلی کوچک، که بتوان

در آن آسود بی تشویش گاهی

دو دشمن در کمین ماست دایم

دو دشمن می‌دهد ما را شکنجه

برون: سرما، درون: این آتش جوع

که بر ارکان ما افکنده پنجه

دو اینک سومین دشمن که ناگاه

برون جست از کمین و حمله ور گشت

سلاح آتشین، بی رحم … بی رحم

نه پای رفتن و نی جای برگشت

بنوش ای برف! گلگون شو، برافروز

که این خون، خون ما بی خانمانهاست

که این خون، خون گرگان گرسنه ست

که این خون، خون فرزندان صحراست

درین سرما، گرسنه، زخم خورده

دَویم آسیمه سر بر برف چون باد

ولیکن عزت آزادگی را

نگهبانیم، آزادیم… آزاد

اخوان – “زمستان است”

شعر برف کودکانه

شعر برف کودکانه
شعرهای زمستان کودکانه برای بچه های دوره دبستان و پیش دبستانی

نی نی توی حیاطه

چشمش به آسمونه

منتظره برف بیاد

از ابر دونه دونه

به ابر میگه :چرا کم برف‌های سردتر

برف می آری واسه مون

زمستونه ! لم نده

بی کار توی آسمون

برف‌های دیروز تو

هی چیکه چیکه آب شد

آدم برفی ای که

ساخته بودم خراب شد

برف های سردتر بریز

توی حیاط خونه

برفی که زود آب نشه

یکی دو روز بمونه

شاعر: ناصر کشاورز

برف آمده شبانه

رو پشت‌بام خانه

برف آمده رو گل‌ها

رو حوض و باغچه‌ی ما

زمین سفید هوا سرد

ببین که برف چها کرد

رو جاده‌ها نشسته

رو مسجد و گلدسته

برف قاصد بهاره

زمستان‌ها می‌باره

سلام سلام سپیدی!

دیشب ز راه رسیدی؟

شاعر:پروین دولت‌آبادی

شعر عاشقانه درباره برف

شعر برف عاشقانه
سرخوش برف آذر بودم که چشمانت را دیدم می لرزیدی و من میخندیدم طفل کوچک بی پناه کار بی خانمان رانده شده

یادته اون روز برفی

وسط فصل زمستون

تو پریدی پشت شیشه

من زدم از خونه بیرون

یادته اشاره کردی

آدمک برفی بسازم

واسه ساختنش رو برفا

هرچی که دارم ببازم

گوله گوله برف سرد و

روی همدیگه می‌چیدم

شاد و خندان بودم انگار

که به آرزوم رسیدم

سخن آخر

امیدواریم از شعرهای گردآوری شده درباره برف نهایت لذت را برده باشید. شما نیز اگر شعری درباره برف می‌شناسید برای ما در پایین همین صفحه بنویسید.

همچنین در پایان به منظور خواندن اشعاری زیبا و دلنشین، خواندن مطلب شعر گل شقایق را به شما پیشنهاد می‌کنیم.

طبع شلغم چیست و خواص مصلحات آن کدامند؟


در طول قرون وسطا، شلغم به عنوان یک مورد محبوب که اغلب توسط طبقه اقتصادی پایین‌تر خورده می‌شد، در اروپا رواج داشت. شلغم بیشتر در مناطق معتدل در سراسر جهان رشد می‌کند و از ارزش غذایی بالایی برخوردار است. طبع شلغم و ویژگی‌های آن، این خوراک خوشمزه را به یک داروی عالی در طب سنتی تبدیل کرده است.

در این مقاله ابتدا طبع شلغم و انواع مصلحات آن از نظر طب سنتی را بیان کرده و سپس خواص دارویی این خوراک خوشمزه را برایتان خواهیم گفت.

طبع شلغم گرم است یا سرد؟

مزاج شلغم از نظر طب سنتی گرم و مرطوب است و انواع مصلحات آن فلفل، زیره و خردل معرفی شده است.

مزاج انواع مصلحات
گرم و مرطوب فلفل، زیره و خردل

خواص دارویی شلغم

۱. بهبود گردش خون

اگر شما از کم خونی رنج می‌برید، میزان قابل توجهی آهن موجود در شلغم است که باعث می‌شود، این کمبود آهن را از بین ببرد. آهن، در انتقال اکسیژن، ترمیم بافت‌های سلولی و عملکرد صحیح بدن، نقش دارد. بنابراین، آهن بیشتر به معنای گردش خون بهتر به هر قسمت از بدن و افزایش عملکرد اندام‌های داخلی است.

مصرف شلغم و رفع کم خونی

۲. بهبود سلامت قلب

شلغم دارای مواد مغذی مورد نیاز بدن، به خصوص مقادیر فراوان از پتاسیم و فیبر است که بدن برای عملکرد بهتر به آن‌ها احتیاج دارد. پتاسیم به عنوان یک وازودیلاتور عمل می‌کند. به این معنی که با کاهش فشار خون، فشار ایجاد شده در رگ‌های خونی و عروق را کاهش می‌دهد. در نتیجه از بروز آترواسکلروز (نام بیماری که موجب تنگی رگ‌ها شده و خطر سکته را افزایش می‌دهد.) و همچنین حملات قلبی و سکته‌ها جلوگیری می‌کند. از طرفی فیبر موجود در آن کلسترول بد که عامل بیماری‌های قلبی است را در بدن از بین می‌برد.

۳. کمک به هضم آسان‌تر غذا

فیبر موجود در رژیم غذایی  در فرآیند هضم بسیار  مهم است. این موضوع می‌تواند به معالجه علائم یبوست، اسهال، گرفتگی و نفخ و همچنین مشکلات معده که گاه ممکن است ایجاد شود، کمک کند. بنابراین فیبر موجود در شلغم می‌تواند به بزرگتر شدن مدفوع و حرکت آسان‌تر آن از طریق روده و در عین حال جذب موثرتر مواد مغذی کمک کند. در نتیجه ما با خوردن آن، بیشترین نتیجه را از غذاهای مصرفی خود می‌گیریم.

۴. تقویت سیستم ایمنی

مقادیر زیاد ویتامین C و اسید اسکوربیک موجود در شلغم، آن را به یک ماده تقویت کننده مهم برای سیستم ایمنی بدن تبدیل کرده است. ویتامین C علاوه بر اینکه به عنوان یک آنتی اکسیدان عمل می‌کند و باعث کاهش بیماری‌های مزمن مانند سرطان و بیماری‌های قلبی می‌شود، می‌تواند باعث تولید گلبول‌های سفید و آنتی بادی‌های بیشتر  و در نتیجه تقویت چشمگیر سیستم ایمنی بدن شود.

۵. مبارزه با التهابات بدن

وجود اسیدهای چرب مفید امگا ۳ و مقادیر قابل توجهی از ویتامین K شرایط التهابی در بدن را بهبود می‌بخشد. در واقع این چربی‌ها علاوه بر کاهش التهاب در بدن، با ایجاد تعادل در سطح کلسترول، سلامت کلی بدن را افزایش می‌دهند. برای کاهش التهاب علاوه بر خود شلغم از جوشانده برگ آن نیز می‌توانید استفاده کنید که باعث تسکین دردهای التهابی مربوط به نقرس، ورم مفاصل و دردهای مزمن می‌شود.

تسکین التهابات دردهای مفصلی با خوردن شلغم

۶. افزایش استحکام استخوان‌ها

کلسیم موجود در شلغم، به نوبه خود، می‌تواند به رشد و ترمیم ماده استخوانی در بدن ما کمک کند. این ماده در تقویت و تراکم مواد معدنی استخوان نقش دارد؛ به خصوص زمانی که پیرتر می‌شویم و بیماری‌هایی مثل آرتروز و پوکی استخوان به سراغمان می‌آید. بنابراین اگر می‌خواهید با یک روش آسان و ارزان، مقداری قدرت و دوام به استخوان‌های خود اضافه کنید، می‌توانید شلغم را در برنامه غذایی خود قرار دهید.

۷. شلغم دارای پتانسیل ضد سرطانی بودن

بر اساس مطالعه‌ای که در سال ۲۰۰۳ در ژورنال بین المللی سرطان منتشر شده است، مصرف شلغم سفید چینی می‌تواند در کاهش خطر ابتلا به سرطان سینه کمک کند. برگه اطلاعات مربوط به مؤسسه ملی سرطان نشان می‌دهد که برخی سبزیجات مانند شلغم به کاهش خطر ابتلا به سرطان پروستات، روده بزرگ، ریه و سینه کمک می‌کند. همچنین TNO یک موسسه تحقیقات غذایی در هلند است که پس از آزمایش‌های متعدد به این نتیجه رسیده است که خانواده کلم‌ها از جمله کلم ساده، شلغم و کلم بروکلی به دلیل داشتن موادی به نام گلوکوزینولات به مقدار فراوان باعث کاهش خطر ابتلا به انواع سرطان می‌شوند.

۸. تقویت متابولیسم بدن

وجود خانواده ویتامین‌های B موجود در این گیاه ریشه‌ای، فرایندهای هورمونی و آنزیمی را بهتر کنترل می‌کند و در نتیجه به عملکرد صحیح سیستم‌های داخلی بدن و تعادل سطح هورمون‌ها منجر می‌شود. در این رابطه شلغم زرد عملکرد بسیار بالایی را ایجاد کرده و علاوه بر آن قوای جنسی را نیز تقویت می‌کند.

۹. کمک به کنترل قند خون برای افراد دیابتی

مطالعات انجام شده نشان داده‌اند که شلغم می‌تواند قند خون را کنترل کند. همچنین ترکیبات موجود در شلغم به اصلاح سایر اختلالات متابولیکی مرتبط با دیابت، مانند کلسترول خون بالا و میزان تری گلیسیرید نیز کمک می‌کند. این ویژگی به دلیل افزایش ترشح قند خون، کاهش تولید گلوکز توسط کبد و کاهش جذب کربوهیدرات و در نتیجه کنترل قند خون در افراد مبتلا به دیابت اتفاق می‌افتد.

کنترل و مدیریت قند خون در افراد دیابتی با مصرف شلغمچه افرادی نباید شلغم مصرف کنند؟

برخی از ترکیبات موجود در شلغم می‌توانند بر غده تیروئید و تولید این هورمون تأثیر بگذارند. اگر در معرض ابتلا به اختلال تیروئید هستید یا در حال حاضر از آن رنج می‌برید، بهتر است که قبل از افزودن شلغم به رژیم غذایی خود با پزشک صحبت کنید.

 

سخن آخر

شلغم در فصل سرما به فراوانی یافت می‌شود و بهترین نوع آن از اوایل زمستان تا اوایل بهار در بازار موجود است. روش‌های مختلفی برای پخت و مصرف شلغم وجود دارد که نوع آبپز و بخارپز آن بهترین حالت است.

در پایین همین صفحه برای ما بنویسید، شما از شلغم به چه صورتی استفاده می‌کنید؟ منتظر نظرات و پیشنهادات عالی شما عزیزان هستیم. همچنین پیشنهاد می‌کنیم حتما در انگیزه با فواید و عوارض شلغم در بارداری  نیز آشنا شوید.

اشعار هوشنگ ابتهاج + مجموعه شعر با موضوعات عاشقانه و زندگی از شاعر بزرگ


اشعار هوشنگ ابتهاج

زیباترین مجوعه اشعار هوشنگ ابتهاج را در این قسمت سایت روزانه قرار داده ایم. زیباترین غزلیات، اشعار نو و شعرهای کوتاه هوشنگ ابتهاج را در ادامه می خوانید.

شعر دیر است گالیا

دیر است، گالیا

در گوش من فسانه دلدادگی مخوان!

دیگر ز من ترانهٔ شوریدگی مخواه!

 

دیر است گالیا

به ره افتاد کاروان

عشق من و تو ؟… آه

این هم حکایتی ست

اما در این زمانه که درمانده هر کسی

از بهر نان شب

دیگر برای عشق و حکایت مجال نیست

 

شاد و شکفته در شب جشن تولدت

تو بیست شمع خواهی افروخت تابناک

امشب هزار دختر همسال تو ولی

خوابیده اند گرسنه و لخت روی خاک

 

زیباست رقص و ناز سرانگشت‌های تو

بر پرده‌های ساز

اما هزار دختر بافنده این زمان

با چرک و خون زخم سرانگشت هایشان

جان می کنند در قفس تنگ کارگاه

از بهر دستمزد حقیری که بیش از آن

پرتاب می کنی تو به دامان یک گدا

 

وین فرش هفت رنگ که پامال رقص توست

از خون و زندگانی انسان گرفته رنگ

در تار و پود هر خط و خالش، هزار رنج

در آب و رنگ هر گل و برگش، هزار ننگ

 

اینجا به خاک خفته هزار آرزوی پاک

اینجا به باد رفته هزار آتش جوان

دست هزار کودک شیرین بی گناه

چشم هزار دختر بیمار ناتوان…

 

دیر است گالیا

هنگام بوسه و غزل عاشقانه نیست

هر چیز رنگ آتش و خون دارد این زمان

هنگامه رهایی لبها و دست هاست

عصیان زندگی است

 

در روی من مخند!

شیرینی نگاه تو بر من حرام باد!

بر من حرام باد از این پس شراب و عشق!

بر من حرام باد تپش‌های قلب شاد!

 

یاران من به بند،

در دخمه‌ های تیره و نمناک باغشاه

در عزلت تب آور تبعیدگاه خارک

در هر کنار و گوشهٔ این دوزخ سیاه

 

زود است گاليا

در گوش من فسانه دلدادگي مخوان

اکنون ز من ترانه شوریدگی مخواه!

 

زود است گالیا

نرسیدست کاروان …

روزی که بازوان بلورین صبحدم

برداشت تیغ و پردهٔ تاریک شب شکافت،

روزی که آفتاب

از هر دریچه تافت،

روزی که گونه و لب یاران همنبرد

رنگ نشاط و خنده گمگشته بازیافت،

 

من نیز باز خواهم گردید آن زمان

سوی ترانه‌ها و غزلها و بوسه ها

سوی بهارهای دل انگیز گل فشان

سوی تو،

عشق من

***

شعر زیبای ارغوان هوشنگ ابتهاج

 

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

آسمان تو چه رنگ است امروز؟

آفتابی ست هوا؟

یا گرفته است هنوز؟

 

من در این گوشه که از دنیا بیرون است

آفتابی به سرم نیست

از بهاران خبرم نیست

آنچه می‌بینم دیوار است

آه این سخت سیاه

آن چنان نزدیک است

که چو بر می‌کشم از سینه نفس

نفسم را برمی‌گرداند

 

ره چنان بسته که پرواز نگه

در همین یک قدمی می‌ماند

کورسویی ز چراغی رنجور

قصه پرداز شب ظلمانیست

 

نفسم می‌گیرد

که هوا هم اینجا زندانی ست

هر چه با من اینجاست

رنگ رخ باخته است

آفتابی هرگز

گوشه چشمی هم

بر فراموشی این دخمه نینداخته است

 

اندر این گوشه خاموش فراموش شده

کز دم سردش هر شمعی خاموش شده

یاد رنگینی در خاطر من

گریه می‌انگیزد

 

ارغوانم آنجاست

ارغوانم تنهاست

ارغوانم دارد می‌گرید

چون دل من که چنین خون ‌آلود

هر دم از دیده فرو می‌ریزد

ارغوان

 

این چه رازیست که هر بار بهار

با عزای دل ما می‌آید؟

که زمین هر سال از خون پرستوها رنگین است

وین چنین بر جگر سوختگان

داغ بر داغ می‌افزاید؟

 

ارغوان پنجه خونین زمین

دامن صبح بگیر

وز سواران خرامنده خورشید بپرس

کی بر این درد غم می‌گذرند؟

 

ارغوان خوشه خون

بامدادان که کبوترها

بر لب پنجره باز سحر غلغله می‌آغازند

جان گل رنگ مرا

بر سر دست بگیر

به تماشاگه پرواز ببر

آه بشتاب که هم پروازان

نگران غم هم پروازند

 

ارغوان بیرق گلگون بهار

تو برافراشته باش

شعر خونبار منی

یاد رنگین رفیقانم را

بر زبان داشته باش

 

تو بخوان نغمه ناخوانده من

ارغوان شاخه همخون جدا مانده من

***

شعر بازگشت

 

بی مرغ آشیانه چه خالی ست

خالی تر آشیانه مرغی

جفت خود جداست

آه ای کبوتران سپید شکسته بال

اینک به آشیانه دیرین خوش آمدید

اما دلم به غارت رفته ست

با آن کبوتران که پریدند

با آن کبوتران که دریغا

هرگز به خانه بازنگشتند

***

اشعار هوشنگ ابتهاج

شعر زیبای بانگ دریا

 

سینه باید گشاده چون دریا

تا کند نغمه ای چو دریا ساز

نفسی طاقت آزموده چو موج

که رود صد ره برآید باز

تن

طوفان کش شکیبنده

که نفرساید از نشیب و فراز

بانگ دریادلان چنین خیزد

کار هر سینه نیست این آواز

***

شعر گریه سیب هوشنگ ابتهاج

 

شب فرو می افتاد

به درون آمدم و پنجره ها رابستم

باد با شاخه در آویخته بود

من در این خانه تنها

تنها

غم عالم به دلم ریخته بود

ناگهان حس کردم

که کسی

آنجا بیرون در باغ

در پس پنجره ام می گرید

صبحگاهان شبنم

می چکید از گل سیب

***

شعر صبوحی

 

برداشت آسمان را

چون کاسه ای کبود

و صبح سرخ را

لاجرعه سر کشید

آنگاه

خورشید در

تمام وجودش طلوع کرد

***

زين گونه‌ام كه در غم غربت شكيب نيست

گر سر كنم شكايت هجران غريب نيست

 

جانم بگير و صحبت جانانه‌ام ببخش

كز جان شكيب هست و ز جانان شكيب نيست

 

گم گشته‌ی ديار محبت كجا رود؟

نام حبيب هست و نشان حبيب نيست

 

عاشق منم كه يار به حالم نظر نكرد

ای خواجه درد هست و لیكن طبیب نیست

 

در كار عشق او كه جهانیش مدعی است

اين شكر چون كنیم كه ما را رقیب نیست

 

جانا نصاب حسن تو حد كمال یافت

وین بخت بین كه از تو هنوزم نصیب نیست

 

گلبانگ سایه گوش كن ای سرو خوش خرام

كاین سوز دل به نـاله‌ی هر عندليب نيست

***

ایران ای سرای امید بر بامت سپیده دمید

بنگر کزین ره پر خون خورشیدی خجسته رسید

 

اگر چه دلها پر خون است شکوه شادی افزون است

سپیده ما گلگون است که دست دشمن در خون است

 

ای ایران! غمت مرساد

جاویدان شکوه تو باد

 

راه ما، راه حق، راه بهروزیست

اتحاد اتحاد رمز پیروزیست

 

صلح و آزادی جاودانه در همه جهان، خوش باش

یادگار خون عاشقان! ای بهار تازه جاودان در این چمن شکفته باش

***

اشعار هوشنگ ابتهاج

امشب به قصه دل من گوش می‌کنی

فردا مرا چو قصه فراموش می‌کنی

 

این دُر همیشه در صدف روزگار نیست

می‌گویمت ولی تو کجا گوش می‌کنی

 

دستم نمی‌رسد که در آغوش گیرمت

ای ماه با که دست در آغوش می‌کنی

 

در ساغر تو چیست که با جرعه نخست

هشیار و مست را همه مدهوش می‌کنی

 

می جوش می‌زند به دل خم بیا ببین

یادی اگر ز خون سیاووش می‌کنی

 

گر گوش می‌کنی سخنی خوش بگویمت

بهتر ز گوهری که تو در گوش می‌کنی

 

جام جهان ز خون دل عاشقان پر است

حرمت نگاه دار اگرش نوش می‌کنی

 

سایه چو شمع شعله در افکنده‌ای به جمع

زین داستان که با لب خاموش می‌کنی

***

دلی که پیش تو ره یافت باز پس نرود

هواگرفته عشق از پی هوس نرود

 

به بوی زلف تو دم می‌زنم درین شب تار

وگرنه چون سحرم بی تو یک نفس نرود

 

چنان به دام غمت خو گرفت مرغ دلم

که یاد باغ بهشتش درین قفس نرود

 

نثار آه سحر می‌کنم سرشک نیاز

که دامن توام ای گل ز دسترس نرود

 

دلا بسوز و به جان برفروز آتش عشق

کزین چراغ تو دودی به چشم کس نرود

 

فغانِ بلبل طبعم به گلشن تو خوش است

که کار دلبری گل ز خار و خس نرود

 

دلی که نغمه ناقوس معبد تو شنید

چو کودکان ز پی بانگ هر جرس نرود

 

بر آستان تو چون سایه سر نهم همه عمر

که هرکه پیش تو ره یافت باز پس نرود

***

ای عشق همه بهانه از توست

من خامشم این ترانه از توست

 

آن بانگ بلند صبحگاهی

وین زمزمه شبانه از توست

 

من انده خویش را ندانم

این گریه بی بهانه از توست

 

ای آتش جان پاکبازان

در خرمن من زبانه از توست

 

افسون شده تو را زبان نیست

ور هست همه فسانه از توست

 

کشتی مرا چه بیم دریا؟

طوفان ز تو و کرانه از توست

 

گر باده دهی و گرنه ، غم نیست

مست از تو ، شرابخانه از توست

 

می را چه اثر به پیش چشمت؟

کاین مستی شادمانه از توست

 

پیش تو چه توسنی کند عقل؟

رام است که تازیانه از توست

 

من می‌گذرم خموش و گمنام

آوازه جاودانه از توست

 

چون سایه مرا ز خاک برگیر

کاینجا سر و آستانه از توست

***

اشعار هوشنگ ابتهاج

مژده بده، مژده بده، یار پسندید مرا

سایه او گشتم و او برد به خورشید مرا

 

جانِ دل و دیده منم، گریه خندیده منم

یارِ پسندیده منم، یار پسندید مرا

 

کعبه منم، قبله منم، سوی من آرید نماز

کان صنمِ قبله نما خم شد و بوسید مرا

 

پرتو دیدار خوشش تافته در دیده من

آینه در آینه شد: دیدمش و دید مرا

 

آینه خورشید شود پیش رخ روشن او

تابِ نظر خواه و ببین کاینه تابید مرا

 

گوهرِ گم بوده نگر تافته بر فرق فلک

گوهریِ خوب نظر آمد و سنجید مرا

 

نور چو فواره زند بوسه بر این باره زند

رشکِ سلیمان نگر و غیرتِ جمشید مرا

 

هر سحر از کاخ کرم چون که فرو می‌نگرم

بانگِ لک الحمد رسد از مه و ناهید مرا

 

چون سر زلفش نکشم سر ز هوای رخ او

باش که صد صبح دمد زین شب امید مرا

 

پرتو بی پیرهنم، جان رها کرده تنم

تا نشوم سایه خود باز نبینید مرا

 

***

مجموعه اشعار هوشنگ ابتهاج

نشود فاش کسی آنچه میان من و توست

تا اشارات نظر نامه رسان من توست

 

گوش کن با لب خاموش سخن می‌گویم

پاسخم گو به نگاهی که زبان من و توست

 

روزگاری شد و کس مرد ره عشق ندید

حالیا چشم جهانی نگران من و توست

 

گرچه در خلوت راز دل ما کس نرسید

همه جا زمزمه عشق نهان من و توست

 

گو بهار دل و جان باش و خزان باش، ارنه

ای بسا باغ و بهاران که خزان من و توست

 

این همه قصه فردوس و تمنای بهشت

گفت و گویی و خیالی ز جهان من و توست

 

نقش ما گو ننگارند به دیباچه عقل

هرکجا نامه عشق است نشان من و توست

 

سایه زآتشکده ماست فروغ مه و مهر

وه از این آتش روشن که به جان من و توست

***

شعرهای زیبای هوشنگ ابتهاج

درین سرای بی کسی، کسی به در نمی‌زند

به دشتِ پُرملال ما پرنده پَر نمی‌زند

 

یکی ز شب گرفتگان چراغ بر نمی‌کُند

کسی به کوچه سارِ شب درِ سحر نمی‌زند

 

نشسته‌ام در انتظارِ این غبارِ بی سوار

دریغ کز شبی چنین سپیده سر نمی‌زند

 

گذرگهی است پُر ستم که اندر او به غیر غم

یک صلای آشنا به رهگذر نمی‌زند

 

دل خراب من دگر خراب‌تر نمی‌شود

که خنجر غمت از این خراب‌تر نمی‌زند

 

چه چشم پاسخ است از این دریچه‌های بسته‌ات؟

برو که هیچ کس ندا به گوش کر نمی‌زند

 

نه سایه دارم و نه بر، بیفکنندم و سزاست

اگر نه بر درخت تر کسی تبر نمی‌زند

***

شعر قصه آفاق

دست کوتاه من و دامن آن سرو بلند
سایه ي سوخته دل این طمع خام مبند
دولت وصل تو اي ماه نصیب که شود
تا ازآن چشم خورد باده و زان لب گل قند
خوش تر از نقش توام نیست در ایینه ي چشم
چشم بد دور ، زهی نقش و زهی نقش پسند
خلوت خاطر ما رابه شکایت مشکن
که من از وی شدم اي دل به خیالی خرسند
من دیوانه که صد سلسله بگسیخته ام
تا سر زلف تو باشد نکشم سر ز کمند
قصه ي عشق من آوازه به افلک رساند
همچو حسن تو که صد فتنه در آفاق افکند
سایه از ناز و طرب سر به فلک خواهم سود
اگر افتد به سرم سایه ي آن سرو بلند

***

شعر افسانه خاموشی

چه خوش افسانه می گویي به افسون هاي خاموشی
مرا از یاد خود بستان بدین خواب فراموشی
ز موج چشم مستت چون دل سرگشته برگیرم
که من خود غرقه خواهم شد درین دریای مدهوشی
می از جام مودت نوش ودر کار محبت کوش
به مستی ، بی خمارست این می نوشین اگر نوشی
سخن ها داشتم دور از فریب چشم غمازت
چو زلفت گر مرا بودی مجال حرف در گوشی
نمی سنجد و می رنجند ازین زیبا سخن سایه
بیا تا گم کنم خود رابه خلوت هاي خاموشی

***

تنگ غروب
یاری کن اي نفس که درین گوشه ي قفس
بانگی بر آورم ز دل خسته ي یک نفس
تنگ غروب و هول بیابان و راه دور
نه پرتو ستاره و نه ناله ي جرس
خونابه گشت دیده ي کارون و زنده رود
اي پیک آشنا برس از ساحل ارس
صبر پیمبرانه ام آخر به پایان رسید
اي ایت امید به فریاد من برس
از بیم محتسب مشکن ساغر اي رقیب
می خواره را دریغ بود خدمت عسس
جز مرگ دیگرم چه کس اید به پیشباز
رفتیم و همان‌ گونه نگران تو باز پس
ما را هوای چشمه ي خورشید در سر است
سهل است سایه گر برود سر دراین هوس

***

تا تو با منی زمانه با من است
بخت و کام جاودانه با من است
تو بهار دلکشی و من چو باغ
شور و شوق صد جوانه با من است
یاد دلنشینت اي امید جان
هر کجا روم روانه با من است
ناز نوشخند صبح اگر توراست
شور گریه ي شبانه با من است
برگ عیش و جام و چنگ اگر چه نیست
رقص و مستی و ترانه با من است
گفتمش مراد من به خنده گفت
لابه از تو و بهانه با من است
گفتمش من آن سمند سرکشم
خنده زد که تازیانه با من است
هر کسش گرفته دامن نیاز
ناز چشمش این میانه با من است
خواب نازت اي پری ز سر پرید
شب خوشت که شب فسانه با من است

***

شعر زیبای گریه

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

سایه ها زیر درختان در غروب سبز میگریند
شاخه ها چشم انتظار سرگذشت ابر
و آسمان چون من غبار آلود دلگیری
باد
بوی خاک باران خورده می آرد
سبزه ها در رهگذر شب پریشانند
آه اکنون بر کدامین دشت می بارد
باغ حسرتناک بارانی ست
چون دل من در هوای گریه سیری

***

شعر تشویش

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

بنشینیم و بیندیشیم
این همه ی با همبیگانه
این همه ی دوری و بیزاری
به کجا آیا خواهیم رسید آخر ؟
و چه
خواهد آمد بر سر ما با این دلهای پراکنده؟
جنگلی بودیم
شاخه در شاخه همه ی آغوش
ریشه در ریشه همه ی پیوند
وینک انبوه درختانی تنهاییم
مهربانی به دل بسته ما مرغی ست
کز قفس در نگشادیمش
و. به عذری که فضایی نیست
وندرین باغ خزان خورده
جز سموم ظلم آورده
هوایی نیست
ره پرواز ندادیمش
هستی ما که چو آینه
تنگ بر سینه فشردیمش از وحشت سنگ انداز

***

شعر سنگواره

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

این ساکت صبور که چون شمع
سر کرده درکنار غم خویش
با این شب دراز و درنگش
جانش همه ی فغان و دریغ است
فریادهاست در دل تنگش
در خلوت غم آور مرجان
پی هاي هاي گریه شبی نیست
اما خروش وحشی دریا
گم می‌کند دراین ظب طوفان
فریادهای خسته وی را
بس در حصار این شب دلگیر
ماندم نگاه بسته به روزن
هم چون گیاه رسته بن چاه
یک یک ستاره ها به سر
من
چون اشک پر شدند و چکیدند
نایی نرست آخر از این چاه
تا ناله هاي من بتواند
روزی به گوش رهگذری گفت
وز خون تلخ من گل سرخی
دراین

***

شعر زیبای پردگی

شاعر هوشنگ ابتهاج «ه.الف.سایه»

جنگل سرسبز در حریق خزان سوخت
خیره بر او چشم خون گرفته خورشید
دامن دشت از غبار سوخته پر شد
مرغ شب
از آشیانه پر زد و نالید
جنگل آتش گرفته از نفس افتاد
و آن همه ی رنگ و ترانه گشت فراموش
ابر سیه خیمه زد گرفته و سنگین
بر سر ویرانه هاي جنگل خاموش
اما شبها که جز ستاره کسی نیست
زمزمه اي در بین جنگل خفته ست
خاک نفس می‌کشد هنوز تو گویی
در نفسش بوی باغ هاي
شکفته ست
سینه این خاک خشک سوخته حاصل
بستر بس جویبارهای روان است
در دل گسترده اش چو ابر گرانبار
اشک ز …

شعر گل رز؛ ۲۳ متن‌ احساسی، جمله و شعر عاشقانه درباره گل سرخ


اشعار متفاوتی راجع به انواع گل وجود دارد. در میان همه گل‌هایی که در این جهان می‌رویند و شکوفه می‌دهند، گل رز تاکنون زیباترین گل بوده است. برای همین است که در شعر‌های قدیم فارسی، مراد از گل فقط گل سرخ بوده و معروف‌ترین این شعر‌ها در وصف گل رز است. اگر دوست دارید اشعار متفاوت در سبک‌های مختلف را درباره گل رز و گل سرخ بخوانید در ادامه ۳۰ متن و شعر گل رز از جملات زیبا و شعر‌های احساسی برای شما آورده شده است.

 

رمانتیک ترین گلچین متن و شعر گل رز

۱. شعر بلند گل رز

یه گل رز، نشون عشقمون می‌مونه تا ابد
پیش منی و قشنگ میشه همه روزای بد
مثه همیم همیشه عاشقیم تا ته زندگی
دوست دارم دوست دارم دیگه به همین سادگی
به دلت بد را نده خیالم راحته
به دلم اومده که ما مال همیم
منو تو که همش تو خیال همیم

مپرس حال مرا روزگارم یارم نیست
جهنمی شده‌ام هیچ کس کنارم نیست
نهال بودم و در حسرت بهار

اما درخت می‌شوم و شوق برگ و بارم نیست
به این نتیجه رسیدم که سجده کردن من
به جز مبارزه با آفریدگارم نیست
مرا ز عشق مگوئید گمشده‌ای است
که هر چه هست ندارم که هر چه دارم نیست
شبی به لطف بیا برمزار من شاید
بروید آن گل سرخی که بر مزارم نیست

شعر بلند گل رز
کار ما نیست شناسایی گل سرخ، کار ما شاید این است که در افسون گل سرخ شناور باشم

گل سرخ عزیز من به هر گلخانه‌ای باشی
بدان رویای یک گلدان همیشه با تو خواهد بود
تو دستم را نوازش کرده بودی بعد از این
حتما تب یک عشق بی پایان همیشه با تو خواهد بود
تو در آغوش من خورشید بودی‌ ای شب
دریا، نگاه مرد کوهستان همیشه با تو خواهد بود
گل سرخ عزیز من بدان رویای یک عشق بی پایان
همیشه با تو خواهد بود

به گل رز این نماد عاشقی باید قسم‌ها بخورم
تا همه فکر تو از ناباوری‌های دلم بشه رها
به گل عشقم همین زیبا رز عالم قسم‌ها می‌خورم
جز تو در فکرم خیال هیچ کسی تصویر نمی‌گرده
به گل عشقم همون شاخه گل زیبای رویاهام قسم
اسم تو تنها کلام قلبمه
کاش میشد با دادن این شاخه رز ثابت کنم عشق و محبت
اون همه مهر و صداقت از دلم هرگز نخواهد شد جدا‌

ای همیشه باور من باورم کن مثل اون خواب گل رز

۲. شعر و متن کوتاه احساسی درباره گل رز و گل سرخ

در وصل هم ز عشق تو‌ ای گل سرخ در آتشم
عاشق نمی‌شوی که ببینی چه می‌کشم
با عقل آب عشق به یک جو نمی‌رود
بیچاره من که ساخته از آب و آتشم

گل رز گل عشق است، جهان قرن‌هاست که آن را تحسین کرده است

و تو آن گل سرخی هستی که در زندگی من عطر دل انگیزت را می‌پراکنی

می‌توانی شکایت کنی که گل‌های رز خار دارند
یا می‌توانی خوشحال باشی که خارها گل رز دارند!

شعرهای کوتاه گل رز
هر که خواهد که مرا دوست شود، باید از جنس گل رز شود

گل رز هرگز رایحه خود را تبلیغ نمی کند
بلکه رایحه آن در فضای اطراف پخش می‌شود

رز باش همیشه!

ممکن است گل های زیادی در زندگی هر فرد وجود داشته باشد
اما فقط یک گل رز وجود دارد که واقعی است

به راستی که عشق همانند یک رز قرمز است
که وقتی در میان کتابی فشرده شود
برای همیشه و تا ابد باقی خواهد ماند

روی گل رز
از شرم سرخ می‌شود
شعر بوسه را که می‌خوانم

اس ام اس عاشقانه گل رز
ای کاش بین ما خار می کشیدند با خارهای ساق گل سرخ دیوار می کشیدند

گل رز نشان عشق است
رز‌های قرمز نشانه کامیابی عشق هستند

و من تمام گل‌های سرخ و اتشین را به تو تقدیم می‌کنم

“شعر مولانا از گل سرخ”

اگر گل را خبر بودی همیشه سرخ و‌ تر بودی
ازیرا آفتی ناید حیات هوشیاری را

تک بیت‌های ناب درباره گل رز
به هر چمن رسیده ام، از تو نشان ندیده ام؛ تو در کجا شکفته ای، ای گل بی نظیر من

۳. شعر نو درباره گل رز

عشق، گل سرخی ست
که به هم هدیه می‌دهیم
بی آنکه
به خشکیدنش بیاندیشیم …

به هنگامی که نفس کشیدن از زندگی کردن
سخت‌تر است گل رزی را بو کن و هرگز نپرس
در این تنگی هوا کو مجال زیستن گل‌های رز

گل رزی که در انتظار تو
بر دست هایم پژمرد
دیگر مرا در هیچ بهاری بیاد نمی‌آرد
مرا که تکرار می‌شوم
همواره
در نم نم باران‌های بی کسی

از گل‌های سرخم
خواسته بودم
تا آمدن تو
پژمرده نشوند
از گل‌های سرخم که
اکنون جز عطر غریبشان
در دستان باد
چیزی دیگری
به خاطر نمی‌آورم

شعر نو درباره گل رز
و عشق یک گل رز کاشت و جهان شیرین و دوست داشتنی شد

و این گل رز
به عقوبت کدامین گناه
این چنین به خاک افتاد
وقتی دست‌های ما
یکدیگر را
بدرود گفت

به خانه می‌رفت
با کیف و با کلاهی که بر هوا بود
چیزی دزدیدی؟ پدرش گفت
دعوا کردی باز؟ مادرش پرسید
و برادرش کیفش را زیر و رو می‌کرد
در پی آن چیز که در دل پنهان کرده بود
تنها مادر بزرگش دیده بود
شاخه گل سرخی را
در دست فشرده کتاب هندسه‌اش
و خندیده بود

۴. جملات زیبا در وصف گل رز

رابطه دوستی همانند گل رزی است که شکوفه کرده
اما اگر به درستی از آن مراقبت نشود پژمرده می‌شود

اگر قرار بود برای هر لحظه‌ای که به تو فکر می‌کنم یک گل رز داشته باشم
باید همه زندگی‌ام را به چیدن گل رز مشغول می‌شدم

جملات زیبا در وصف گل رز
یک گل رز می تواند باغ من باشد، یک دوست دنیای من

دوستان همانند گل‌های رز زندگی هستند
باید آن‌ها را با دقت چید و مراقب خار‌های آن‌ها بود

به گلبرگ‌های پژمرده گل رز با ناراحتی نگاه نکن
زیرا همانند زندگی، گاهی وقت‌ها قبل از دوباره شکوفه دادن باید پژمرده شد

در آخر

همانطور که دیدید شاعران اشعاری متنوع در وصف گل رز یا سرخ سروده‌اند. امیدواریم از خواندن این متن‌ها و انواع شعر گل رز لذت برده باشید و در صورت لزوم از آن‌ها استفاده کنید.

شما دوستان عزیز برای دسترسی به جملات بیشتر از این دست، می‌توانید «۵۰ شعر کوتاه ادبی جدید با موضوعات احساسی، عاشقانه و عارفانه» را نیز در انگیزه مطالعه بفرمایید.

طبع سمنو، خواص و مصلحان آن از نظر طب سنتی


ما ایرانی‌ها در اکثر مواقع سمنو را بi عنوان یکی از مهم‌ترین سین‌های هفت‌سین می‌شناسیم و همیشه نزدیک عید نوروز به دنبال خرید این خوردنی خوشمزه هستیم. اما جالب است بدانید طبع سمنو و ترکیباتی که در آن وجود دارد این دسر خوشمزه را به یک داروی طبیعی برای درمان بسیاری از بیماری‌ها در طب سنتی تبدیل کرده است.

در این مقاله ابتدا به بیان طبع سمنو و انواع مصلحات آن پرداخته و سپس خواص شگف‌انگیز سمنو را برایتان خواهیم گفت.

طبع سمنو سرد است یا گرم؟

مزاج سمنو از نظر طب سنتی گرم و معتدل است و انواع مصلحات آن سکنجبین و کاسنی معرفی شده است.

مزاج انواع مصلحات
گرم و معتدل سکنجبین، کاسنی

مهم ترین خواص سمنو برای درمان بیماری ها

۱. درمان سرماخوردگی با مصرف سمنو

وجود انواع ویتامین‌ها در سمنو، به خصوص ویتامین C، با تقویت سیستم ایمنی بدن علائم سرماخوردگی را کاهش داده و به درمان سریع‌تر آن کمک می‌کند. همچنین می‌توانید در کنار سمنو، از آویشن برای سرماخوردگی و درمان سریع‌تر آن نیز استفاده کنید.

درمان سریع‌ سرماخوردگی با مصرف سمنو

۲. انرژی فوق العاده سمنو برای بدن

سمنو سرشار از انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی مورد نیاز بدن مانند پتاسیم، کلسیم، آهن، پروتئین، کربوهیدرات، روی، مس، سلنیوم، ویتامین‌های C,K,A,B و E است، که همگی ازمواد ضروری برای تولید انرژی در بدن هستند.

۳. با سمنو استخوان‌ها را تقویت کنید!

یکی از مهم‌ترین ترکیباتی که در سمنو وجود دارد، کلسیم و پتاسیم است. این  دو ماده از مواد اصلی تشکیل‌دهنده و ترمیم کننده استخوان هستند. به همین دلیل به خصوص برای کودکان در حال رشد و یا سالمندان برای پیشگیری از پوکی استخوان بسیار توصیه شده است.

۴. پیشگیری از خطر سرطان

به دلیل وجود انواع ویتامین‌ها در این خوراک خوشمزه، سمنو سرشار از خاصیت آنتی‌اکسیدانی است. این خاصیت رادیکال‌های آزاد ایجاد شده در بدن را از بین می‌برند.

رادیکال‌های آزاد در اثر سوخت و ساز بدن یا ترکیب سلول‌های بدن با اسیدهای چرب محیطی ایجاد می‌شوند که در صورت ماندگاری و از بین نرفتن، موجب تخریب بافت‌های داخلی و خارجی بدن شده و بدن را دچار انواع بیماری‌های مزمن می‌کند.

۵. یک میان وعده شیرین و خوشمزه برای کودکان و نوجوانان

از آن‌جایی که سمنو از شیره جوانه گندم و آرد تهیه می‌شود و سرشار از انواع مواد مغذی است، دارای ارزش غذایی بسیار بالایی برای رشد جسمی و ذهنی کودکان و نوجوانان است. همچنین مصرف آن به طور منظم، تراکم استخوانی را افزایش داده و باعث تقویت آن‌ها می‌شود.

سمنو یک انرژی بخش عالی برای کودکان

۶. زنان باردار حتما سمنو بخورند

مصرف این دسر خوشمزه برای زنان باردار به خصوص در سه ماهه اول بارداری بسیار توصیه شده است. در واقع ترکیبات موجود در سمنو باعث تکامل بهتر سیستم عصبی جنین شده  و رشد بهتری برای جنین اتفاق می‌افتد. همچنین تا حد زیادی نگرانی در مورد نقص‌های عصبی و ایجاد اختلالات عصبی در جنین را کاهش می‌دهد.

از طرفی به دلیل آهن فراوانی که دارد کم خونی مادر در این دوران حساس را درمان کرده و از نقص عضو هنگام تولد جنین جلوگیری می‌کند. به علاوه یک درمان خانگی عالی برای رفع یبوست و دفع راحت‌تر برای خانم‌ها در این دوره است.

۷. کمک به کاهش علائم یائسگی

در دوران یائسگی که بعد از سن ۵۰ سالگی برای خانم‌ها اتفاق می‌افتد، به دلیل تغییرات هورمونی و کاهش هورمون استروژن خانم‌ها علائم متفاوتی مثل عرق کردن در شب، گرگرفتگی، بی حوصلگی و … را تجربه می‌کنند. وجود انواع ویتامین‌ها و مواد معدنی در سمنو سطح استروژن در این خانم‌ها را تا حدودی بالا برده و در نتیجه به کاهش این علائم کمک می‌کند.

۸. سمنو شیرین است، اما شما را لاغر می‌کند!

علاوه بر انواع مواد مغذی، سمنو دارای مقادیر فراوانی فیبر است. فیبر کمک می‌کند تا شما به مدت طولانی‌تری احساس سیری کنید. همچنین از ایجاد اشتهای کاذب و خوردن تنقلات با قند مصنوعی مثل انواع کیک و بیسکوییت نیز جلوگیری می‌کند. بنابراین قرار دادن مقدار مناسبی از آن با مشورت مشاور تغذیه در رژیم غذایی افرادی که دارای رژیم لاغری هستند بسیار کمک کننده است.

۹. یک مکمل غذایی عالی برای ورزشکاران

سمنو مانند یک مکمل انرژی‌زای کامل برای ورزشکاران عمل می‌کند و انرژی فوق‌العاده‌ای در بدن آن‌ها تولید کرده و توان و قدرتشان را افزایش می‌‌دهد. همچنین سمنو یک داروی طبیعی و خانگی برای رفع انقباضات و گرفتگی‌های عضلانی بعد از تمرین است.

۱۰. افزایش شیر مادر با مصرف سمنو

به دلیل ارزش غذایی بالا و مواد فوق‌العاده‌ای که در سمنو وجود دارد، مصرف آن پس از زایمان علاوه بر بهبود سریع‌تر در وضعیت جسمی خانم‌ها، باعث افزایش میزان شیردهی در آن‌ها می‌شود. همچنین باعث می‌شود شیر مادر غنی‌تر شده و نوزاد از نظر سیستم ایمنی قوی‌تر شود.

افزایش شیر مادران با مصرف سمنو

۱۱. بهبود عملکرد دستگاه گوارشی

مصرف سمنو به دلیل فیبرفراوانی که دارد، باعث هضم آسان‌تر غذاها شده و سوء هاضمه را نیز برطرف می‌کند. یکی از مهم‌ترین سرطان‌های مربوط به دستگاه گوارش، سرطان کولون است. مصرف منظم سمنو نقش تاثیرگذاری در جلوگیری از این سرطان دارد. همچنین مصرف سمنو یک درمان خانگی برای معده درد و زخم معده محسوب می‌شود.

۱۲. تقویت سیستم ایمنی بدن

مهم‌ترین عامل تقویت سیستم ایمنی بدن وجود ماده‌ای به نام گلبول‌های سفید در خون است و این گلبول‌های سفید برای تولید و تکثیر نیاز به انواع مواد مغذی، ویتامین‌ها و پروتئین‌های ضروری برای بدن دارند که مقدار زیادی از این مواد در سمنو وجود دارد. خوردن این خوراک به میزان مناسب تولید گلبول‌های سفید را افزایش داده و در نتیجه به بدن در مقابله با انواع بیماری‌های عفونی و ویروسی مانند آنفولانزا و کرونا، کمک می‌کند.

۱۳. درمان خانگی یبوست

به دلیل فیبر فراوانی که در این خوراک لذیذ وجود دارد، حرکت مواد غذایی در طول روده آسان‌تر و سریع‌تر می‌شود. به همین دلیل یک درمان خانگی برای یبوست به حساب می‌آید.

۱۴. تقویت پوست و مو

شیره جوانه گندم که سمنو از آن تهیه می‌شود، سرشار از ویتامین A و ویتامین E است. هر دوی این ویتامین‌ها باعث تحریک و کلاژن سازی در پوست می‌شوند. کلاژن پروتئینی در پوست است که باعث خاصیت الاستیسیته و کشسانی پوست می‌شود.

از سن ۳۰ سالگی به بعد تولید آن در پوست کاهش یافته و باید با خوردن مواد غذایی محرک کلاژن مثل سمنو میزان آن را افزایش دهیم تا از پیری زودرس و چین و چروک‌های عمیق جلوگیری کنیم. همچنین این دسر سنتی خوشمزه و ایرانی دارای ماده معدنی روی است که علاوه بر شادابی و لطافت پوست، رشد موها و ناخن‌ها را تقویت کرده و افزایش می‌دهد.

تقویت پوست و مو با مصرف سمنو بصورت منظم

سخن آخر

تهیه سمنو کار آسانی نیست. به همین دلیل اغلب افراد در پخت آن تخصص ندارند. اما به راحتی قابل دسترس بوده و به صورت آماده می‌توان آن را خریداری کرد. اگر بتوانید سمنو را به عنوان یک میان‌وعده در رژیم غذایی خانواده قرار دهید، کمک بزرگی به تقویت جسمی و ایمنی اعضای خانواده کرده‌اید.

برای ما در پایین همین صفحه بنویسید آیا تا به حال خودتان سمنو پخته‌اید و چه دستور پخت آسانی برای آن سراغ دارید؟ همچنین پشنهاد می‌کنیم با طبع و خواص درمانی مواد غذایی دیگر مانند طبع گندم و طبع ذرت نیز در انگیزه آشنا شوید.

هتل های دهلی نو را بیشتر بشناسید!


“دهلی نو” پایتخت کشور هند، منطقه ای شهری درون کلان شهر دهلی است که در سال 1911 میلادی (1289 ش.) توسط معماران بریتانیایی طراحی و در سال 1931 میلادی (1309 ش.) توسط فرماندهی کل بریتانیا در هند افتتاح شد. این کلان شهر، به عنوان پایتخت سیاسی و فرهنگی کشور هند در کنار رودخانۀ جمنا «Jumna» واقع شده که از رشته کوهای هیمالیا سرچشمه می گیرد. منطقه ای جدید که شامل سفارت خانۀ کشورهای مختلف است و در سال 2011 میلادی (1389 ش.) صد سالگی خودش را جشن گرفت.

دهلی نو با 13 میلیون جمعیت به تنهایی یکی از مقاصد گردشگری مهم هند محسوب می شود و هر ساله تور هند توسط آژاس های مختلف با شرایط و قیمت های متفاوتی برگذار می شود. توری که در برخی موارد تور دهلی هم خوانده می شود، اما مقصد نهایی آن می تواند تلفیقی از آثار گردشگری هر دو منطقه باشد.

این منطقه شامل ساختمان های و مراکز فرهنگی و گردشگری مختلفی همچون قلعه سرخ یا لال قلعه «Red Fort or Lal Qila»، آرامگاه محمد شاه (که در پارک لادی قراردارد)، مسجد جاما «Jama Masjid»، بازار سنتی و صنایع دستی و … است که در کنار فستیوال های مختلفی که هر ساله برگذار می شود، می تواند هر فردی با هر سلیقه ای را به خودش جذب کند. میانگین دمای آب و هوای دهلی نو به گونه ای است که بهترین زمان سفر به این شهر، 6 ماه پایانی سال شمسی خودمان، یعنی از شهریور تا پایان عید نوروز است.

در این بازۀ زمانی با آب  هوایی تقریباً گرم با دمای 27 تا 40 درجه سانتیگراد طرفیم که به دلیل رطوبت دمای هوا به نسبت ماه های دیگر قابل تحمل تر و بهتر است. اکثر فستیوال ها و رویدادهای بزرگ مثل جشن بای دوج، جشن رنگ ها، جشن دیوالی، جشن چات، جشن هولی و دیگر برنامه های مهم هندی ها در همین 6 ماه پایانی سال برگذار می شود. به همین دلیل برای سفر بهترین زمان است. ما نیز در این مطلب در تلاشیم هتل های دهلی نو را با توجه به کیفیت آنها معرفی کنیم که اکثراً شامل هتل های رده بالا و با کیفیت دهلی نو می شوند.

هتل های دهلی نو را بیشتر بشناسید!

هتل تاج محل دهلی نو «Taj Mahal Hotel»

هتل 5 ستاره تاج محل دهلی نو در مساحتی به ابعاد 6 هزار متر مربع ساخته شده و از نظر موقعیت جغرافیایی به راه آهن و فرودگاه دسترسی خوبی دارد. سال 2011 میلادی ساخته شده و دارای 294 واحد اقامتی در انواع مختلف است که در شهرهای مختلف کشورهای جهان شعبه هایی به همین نام دارد. هتل تاج محل در قلب دهلی نو واقع شده و تا رشتراپاتی بهاوان «Rashtrapati Bhavan» یا همان کاخ ریاست جمهوری هند کمتر از 2 کیلومتر فاصله دارد. قصرConnaught  و منطقۀ تجاری گورگاون «Gurgaon» هم در نزدیکی آن قرار دارند.

هتل تاج پالاس  دهلی نو «Taj Palace, New Delhi»

هتل 5 ستاره تاج پالاس دهلی نو دارای بیش از 6 هزار متر مربع باغ سرسبز، استخرهای روباز و منظره ای وسیع به شهر دهلی نو است و دارای انواع امکانات ورزشی و دیگر امکانات هتل های معروف 5 ستاره مثل حمام اختصاصی همراه با دوش در اتاق، بازی های ورزشی مثل گلف و خدمات تهیه بلیط و تور است. هتل تاج پالاس  دهلی نو 422 واحد اقامتی دارد و از نظر موقعیت جغرافیایی دسترسی مناسبی به سفارت خانه ها، مکان های تجاری و اداری دهلی نو دارد. علاوه بر این تا رشتراپاتی بهاوان «Rashtrapati Bhavan»، جانتار مانتار و فرودگاه بین المللی دهلی نو کمتر از 20 دقیقه فاصله دارد.

هتل های دهلی نو را بیشتر بشناسید!

هتل تریدنت جورجائن دهلی نو «Trident Gurgaon New Dehli»

هتل تریدنت جورجائن دهلی نو در منطقۀ تجاری گورگاون «Gurgaon» واقع شده و تا برج DLF حدود 2 دقیقه فاصله دارد. این هتل دارای مرکز تجاری، سرویس کرایه اتومبیل، امکانات ورزشی و سالن مخصوص یوگا، رستوران با غذای ایتالیایی، مدیترانه ای غذاهای جنوب شرقی آسیا است. هتل تریدنت جورجائن دهلی نو تا ایستگاه راه آهن گورگاون «Gurgaon» حدود 12 کیلومتر فاصله دارد و تا ایستگاه راه آهن دهلی نو نیز 32 کیلومتر فاصله دارد. همچنین مرکز خرید Ambience Mall کمتر از 2 کیلومتر تا هتل فاصله دارد و برای دسترسی به فرودگاه بین المللی ایندیرا گاندی «Indira Gandhi» هم باید 30 دقیقه رانندگی کنید.

هتل حیات ریجنسی دهلی نو «Hyatt Regency Delhi»

هتل حیات ریجنسی دهلی نو در 8 کیلومتری فرودگاه بین المللی ایندیرا گاندی «Indira Gandhi» قرار گرفته و از امکاناتی مثل سالن بدنسازی، اینترنت پرسرعت WIFI، آبگرم، سالن مخصوص تناسب اندام، خدمات اسپا و ماساژ، استخر روباز و دیگر امکانات هتل های 5 ستاره برخوردار است. تمام اتاق های هتل به حمام اختصاصی همراه با دوش مجهز شده و تا جاذبه های گردشگری مثل رشتراپاتی بهاوان «Rashtrapati Bhavan» حدود 5 کیلومتر و تا دروازه معروف هند حدود 7 کیلومتر فاصله دارد. جهت صرف غذا هم می توانید از رستوران های مختلفی که در هتل قرار دارند استفاده کنید.

هتل میدنز دهلی نو «Maidens Hotel New Delhi»

هتل میدنز یکی از هتل های 5 ستاره دهلی نو است که سال 1903 میلادی (1281ش) ساخته شده و از نظر موقعیت مکانی در چند قدمی ایستگاه مترو Civil Line قرار دارد. سبک معماری هتل میدنز مشابه معماری های قرن 19 میلادی است و از امکاناتی همچون استخر روباز، باشگاه بدنسازی و تناسب اندام، WIFI و اتاق هایی مجهز به تلویزیون های صفحه تخت و حمام های اختصاصی مجهز به دوش و لوازم بهداشتی رایگان برخوردار است. هتل میدنز دهلی نو کمتر از 2 کیلومتر تا بناهای تاریخی مثل Red Fort (همان قلعه سرخ) و بازار قدیمی Chandni Chowk فاصله دارد و برای دسترسی به فرودگاه بین المللی دهلی نو هم باید حدود 1 ساعت رانندگی کنید.

در صورتی که قصد سفر به دهلی نو را دارید، می توانید با خرید بلیط هواپیما هند، سفری لذت بخش را تجربه کنید و اقامت خوبی در بهترین هتل های دهلی نو داشته باشد.

منبع:  eligasht.com
اطلاعات تماس الی گشت:
تلفن: 0218540
ایمیل:  info@eligasht.com
آدرس: تهران، خیابان بهشتی، خیابان خالد اسلامبولی، کوچه 23، پلاک 7

پایان رپورتاژ آگهی /

جملات عاشقانه بلند + متن های دوستت دارم و جملات عاشقتم زیبای طولانی


جملات عاشقانه بلند

جملات و متن های بلند عاشقانه دوستت دارم عشقم، عاشقام عزیزم و … را در این بخش روزانه گردآوری کرده ایم و امیدواریم با خواندن این متن های بلند حس عشق شما تقویت شود.

متن و جملات بلند عاشقانه و زیبا

در میهمانی لحظه های با تو
دستانت خالی بود
اما نگاهت پر از شوق
و قلبت پر از احساس
از تو هیچ نمی خوام
جز نیم نگاهی پر از شوق و احساس

❤💟❤

سهم من از بودن با تو
نگاه مهربان توست
که وجودم را لبریز از طراوت می کند
و سهم تو از بودن با من
قلب من است
که جز برای تو نمی تپد

❤💟❤

متن زیبای عاشقانه بلند برای عشقم

همه ی من
دلم برای زمستان نمی سوزد
دلم برای بهار تنگ نیست
دلم می خواهد فقط برای تو تنگ شود
برای تو که هنوز هم نمی دانی
چقدر عاشقانه های نا نوشته برایت نوشته ام

❤💟❤

شبی پر ستاره برایم آرزو کردی
غافل از اینکه ماه منی
و با وجودت و چنان شب مهتابی
تفاوتی ندارد
بود و نبود ستاره ها

❤💟❤

جملات عاشقانه بلند

حـــــــرف بـــــزن…
صدایت را دوست دارم
بگو…
فقط بگو
چــه فـــرق دارد
از مـــن ،
از تـــو
از بــــاران
در آغــوشــم بــگــیــر
و در گــوشــم
از مـــانـــدن بــگـــو
از دوستت دارم هایی بگو
که از شنیدنش دلم بریزد !!
گـــونـــه هــای خــجــالــتــی ام رنــگ بــگــیــرد
از دلبری چشمهایت بگو
که چگونه دلم را هوایی کرده
از هــرچــه خــودت مــیــخــواهـی
از خـــودت بـــگـــو
چـــه فــرق دارد از چـــه
فـــقــــط بـــگــــو
حـــرف بـــزن
عاشقانه صدایت را دوست دارم

❤💟❤

تولد دوباره ی من، ما با هم بهار را به خانه آوردیم نور را دیدیم و گرما را حس کردیم، بهار من، با تو رنجشی در کار نیست تویی که دوباره مرا ساختی و زنده کننده ی رویای من بودی، دوست دارمت

❤💟❤

جملات عاشقانه بلند

زیباترین متن های عاشقانه بلند برای عاشق

چشم می بندم و باز می کنم همه جا تو را می بینم؛ در هر خانه، هر فصل، هر شهر و هر خیابان.. در تمام رویاها و سفرها.. تو با منی در هر کجا که باشم ترکت نخواهم کرد

❤💟❤

ای نامت با شکوه تر از تمام قله های جهان، دوستت خواهم داشت، تو را چون گندم زار، تو را چون شب های مهتابی، چون روزهای ناب دوستت خواهم داشت

❤💟❤

بی تو در سرزمین بی درخت و سایه ام ، بی تو زمان نمی گذرد.. ثانیه ها سال می شوند و سالها همه سال کبیسه اند. بی تو باز به تو می اندیشم

❤💟❤

وقتی تو باشی
زندگی برایم زیباست ؛ عاشقی برایم با معناست
وقتی تو باشی
قلبم بی آرزوست ، ای تنها آرزوی من در لحظه های تنهایی
وقتی تو عزیز دلم باشی
همدمم باشی
سر پناهم باشی
طلوع آفتاب برایم آغاز یک روز پر خاطره دیگر با تو است
تو هستی ، برای من هستی ، تا آخرش همه هستی ام هستی
حالا من هستم و یک عشق پاک در قلبم !
وقتی تو باشی
عشق در وجودم همیشه زنده است

❤💟❤

جملات عاشقانه بلند

دلنوشته های بلند احساسی برای عشق

دوستت داشتم و در تمام مسیر هراس از دست دادنت با من بود، تو نور صبح های روشن بودی، امید بخش ترین، زیباترین، گندمزار بودی در خشک سالی، تمام هراس من از دست دادن تو بود

❤💟❤

شبیه رویاهای روشن بودی و دیر زمانی ست امید با تو بودن دارم .. هر چند اندک… و این امید است که قلب زندگی مرا به تپش می اندازد، تمام ناامیدی ها، اندوه گینی و بی طاقتی را پنهان می کنم تا روزی تو از پس تمام این ها ظهور کنی

❤💟❤

متن طولانی تنهایی و دلتنگی خاص عاشقانه

عزیزترینم، ضرورت زندگی ام، تو مثل هوایی هستی که برای نفس کشیدن به آن احتیاج دارم. تاب لحظه های بی تو بودن را ندارم، دلتنگی ات جهان را برایم تیره و تار می کند و نبودنت دنیا را برایم تبدیل به زندانی با دیوارهای بلند می کند که راه فراری از آن نیست

❤💟❤

متن بلند دوستت دارم

برای گفتن دوستت دارم دنبال بهانه نباش عشق من، بگو دوستم داری تا خورشید بتابد، شب مهتابی شود و من فاتح تمام قله های جهان باشم و زندگی رویایی شود که انتها ندارد

❤💟❤

جملات عاشقانه بلند

متن غمگین طولانی و احساسی

پس از سال ها، هنوز خود را دلتنگ آن چشم های بارانی می یابم، هر دقیقه از هر ساعت، هر روز در هر هفته، هر هفته در هر ماه و هر ماه در هر سال

❤💟❤

متن فوق العاده عاشقانه طولانی رمانتیک

قدیس وارِ من، هر نوایی که در این جا می پیجد یاد آور توست، با توست که عطر مهربانی و یاس را حس می کنم، صاحب تمام رویاهایی و شکوه تمام شعرهای جهان به خاطر توست

❤💟❤

دِل دارم، معجزه ی کلامِ من، با خدا حافظی ات می میرم و بازگشتت مرا به زندگی باز می گرداند، روزی که برگردی به شادی دیدن بهشت چشمانت دوباره قَبای عشق خواهم پوشید و دوباره زندگی خواهم کرد

❤💟❤

بدون تو خانه خالی از هر شور و جنبشی ست، به خانه می روم … نیستی و انگار چیزی گم شده ست.. برگرد تا خانه بهشت شود ای صاحب زیباترین چشم های جهان، برگرد تا دوباره نفس های من آغاز شود عشق شیرینم

❤💟❤

متن عاشقانه طولانی برای همسرم

دلم بودن با تو را می خواست، و اگر بودی در مقابلت زانو می زدم و به قصد پرستیدنت، تمام نهفته های قلبم را نثار تو می کردم

❤💟❤

س می کنم تکه ای از قلبم به هر کجا که می روی به هر کجا که سفر می کنی با توست عزیزترین، در نبودت هیچ تسکینی برای تنهاییم نیست… ثانیه ها را می شمارم برای دوباره با تو بودن

❤💟❤

انگار تو هر روز زیباتر می شوی و من هر روز عاشق تر، انگار تمام شعرها و منظومه های عاشقانه را برای تو سروده اند مهربان. واژه ها حقیرند و من ناتوانم، ناتوان از گفتن این که چقدر تو را دوست دارم

❤💟❤

جملات عاشقانه بلند

متن عاشقانه بلند با مضامین احساسی

من از میانِ تمامِ کتاب ها

آن ‌که شبیهِ تو بود برگزیدم

و از دلِ تمام صفحات

آن که عطرِ دست‌ های تو را داشت انتخاب ‌کردم

و از تمام صفحه ها

برگی ‌که به لطافت نگاهِ تو بود دیدم

و از این برگ

خطی‌ که طعم تو را داشت خواندم

اینک دوستت دارم …

دوستت دارم

و دوستت دارم را مُدام تکرار‌ می‌ کنم

که در تو خلاصه می شود

ای عصاره ی‌ تمامِ شعرهای ناگفته

تو نیز لب به این تکرارِ رویا گونه بُگشا

تا خدا به گلهای رازقیِ باغچه اش بگوید

از تو یاد بگیرند عطر افشانی را

❤💟❤

حتی اگر هرگز

بار دیگر تو را نبینم

احتیاج دارم بدانم

جایی

در این شهر کثیف ترسناک

در گوشه ای از این جهنم سیاه

تو هستی و

مرا دوست داری…

❤💟❤

آخرش یک نفر از راه می‌رسد
که بودنش جبرانِ تمامِ نبودن‌هاست
جبرانِ تمامِ بی انصافی‌ها و شکستن‌ها …
یکی که با جادویِ حضورش دنیایِ تو را متحول می‌کند …
جوری تو را می‌بیند که هیچ کس ندیده …
جوری تو را می‌شنود که هیچ کس نشِنیده …
و جوری روحِ خسته‌ تو را از عشق و محبت اشباع می‌کند
که با وجود او دیگر نه آرزویی می‌ماند برایِ نرسیدن
و نه حسرت و اندوهی برای خوردن …
دستش را که گرفتی در چشمانش که نگاه کردی بگو:
تو مثل باران هستی
بارانی از گل
بارانی از مهر
بارانی از لبخند
بارانی که به زندگی کویری من جان بخشید
با تو بودن را دوست دارم، چرا که تو را دوستت دارم آرام جانم
تا همیشه پای تو می‌مانم
حواست باشد!
بعضی آدم‌ها خودِ معجزه‌اند انگار
آمده‌اند تا تو مزه‌ خوشبختی را بچشی
آمده‌اند تا دلیلِ آرامش و لبخندِ تو باشند
آمده‌اند که زندگی کنی

❤💟❤

جملات عاشقانه بلند

می‌خواستم با تنهایی کنار بیایم، دلم با تنهایی کنار نیامد
رفت تنهایی و جایش را به یک عشق آسمانی داد
شکست شیشه غمهایم و پر شد از شادی روزگارم
نه در رویاهایم تو را سوار بر اسب سفید می‌بینم نه مثل پرنده در آسمان‌ها
من تو را بی رویا همینجا در کنار خودم می‌بینم

نشسته‌ای روی پاهایم، خیلی خوب فهمیده‌ای که چقدر دوستت دارم
و بلند فریاد می‌زنی دوست داشتنت را
بی قید و شرط، بی منت، بدون خواهش، بدون التماس
من تو را دارم تو اینجا هستی دقیقا کنار من
چند لحظه به وسعت تمام لحظه‌ها، نگاهت می‌کنم و همین می‌شود که من تو را حس می‌کنم

یک احساس بی پایان که تو را در بر گرفته و درونم را از عطر حضور عاشقانه‌ات پر کرده
تویی قبله راز و نیازهایم، دستانت را به من سپرده‌ای و گرم شده دستهایم
تا همینجا همین خط، بگذار آخر خطمان را نشانت دهم
آخر خط ما یک نقطه چین بی پایان است …
می‌خواهم همه بدانند که عشقمان ابدی و جاودان است …